
بحران هویت چیست؟
بحران هویت یکی از مهم ترین موضوعات روانشناسی نوجوانی است. بسیاری از نوجوانان در دوره ای از زندگی خود با پرسش هایی مانند «من واقعا چه کسی هستم؟»، «در آینده می خواهم چه کاره شوم؟»، «چه ارزش هایی برای من مهم هستند؟»، «آیا باید همان چیزی باشم که خانواده ام می خواهند؟» و «جایگاه من در میان دیگران کجاست؟» مواجه می شوند.
این پرسش ها لزوما نشانه وجود یک اختلال روانی نیستند. در واقع، جستجو برای شناخت خود و انتخاب ارزش ها، اهداف و نقش های شخصی می تواند بخش طبیعی رشد هویت در نوجوانی باشد. اریک اریکسون، روانشناس برجسته حوزه رشد، نوجوانی را دوره ای مهم برای شکل گیری هویت می دانست و تعارض اصلی این دوره را «هویت در برابر سردرگمی نقش» معرفی کرد.
اما اگر این سردرگمی شدید، طولانی یا همراه با مشکلات قابل توجه در عملکرد تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی یا عاطفی باشد، لازم است با دقت بیشتری بررسی شود.
بحران هویت یعنی چه؟
هویت فقط پاسخ به این سوال نیست که «اسم من چیست؟» یا «چه شغلی دارم؟»
هویت مجموعه ای از برداشت ها، ارزش ها، باورها، اهداف، علایق، نقش ها و احساس فرد نسبت به خودش است. به عبارت ساده تر، هویت به این مربوط می شود که فرد بتواند به تدریج تصویری نسبتا منسجم از خودش داشته باشد و بداند چه چیزهایی برای او اهمیت دارند و می خواهد چه مسیری را در زندگی دنبال کند.
در دوران نوجوانی، فرد دیگر نمی تواند فقط بر اساس تعریف دوران کودکی از خودش زندگی کند. او به تدریج توانایی بیشتری برای تفکر انتزاعی، بررسی گزینه های مختلف و فکر کردن درباره آینده پیدا می کند. به همین دلیل سوال هایی درباره خود، آینده، روابط، ارزش ها و جایگاه اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می کنند.
بنابراین «بحران» در نظریه اریکسون الزاما به معنای فروپاشی یا بیماری نیست؛ بیشتر به یک نقطه مهم رشد و انتخاب اشاره دارد که فرد در آن باید درباره اینکه چه کسی است و چه مسیری می خواهد داشته باشد، بیشتر فکر و جستجو کند.
چرا بحران هویت بیشتر در نوجوانی دیده می شود؟
نوجوانی دوره ای است که چندین تغییر مهم تقریبا هم زمان اتفاق می افتد.
بدن تغییر می کند، روابط اجتماعی گسترده تر می شوند، فرد به استقلال بیشتری علاقه مند می شود، ارتباط با همسالان اهمیت بیشتری پیدا می کند، توانایی تفکر انتزاعی افزایش پیدا می کند و سوال درباره آینده جدی تر می شود.
نوجوان ممکن است از یک طرف هنوز به حمایت والدین نیاز داشته باشد و از طرف دیگر بخواهد تصمیم های شخصی بیشتری بگیرد.
همین وضعیت می تواند تضادهایی ایجاد کند:
«خودم می خواهم انتخاب کنم، ولی هنوز به خانواده نیاز دارم.»
«دوست دارم متفاوت باشم، ولی می خواهم دوستانم من را بپذیرند.»
«نمی دانم چه شغلی می خواهم داشته باشم.»
«نمی دانم واقعا به چه چیزهایی باور دارم.»
«گاهی احساس می کنم آدم متفاوتی هستم.»
«نمی دانم کدام ویژگی هایم واقعی هستند و کدام را برای جلب رضایت دیگران نشان می دهم.»
این تجربه ها می توانند بخشی از روند رشد باشند. انجمن روانشناسی آمریکا نیز شکل گیری یک تصویر نسبتا منسجم از خود را از جنبه های مهم رشد عاطفی نوجوان می داند و تاکید می کند که هویت شامل برداشت فرد از ویژگی ها، نقش ها، اهداف، علایق، ارزش ها و باورهای خودش است.
نشانه های بحران هویت در نوجوانان چیست؟
بحران هویت یک علامت مشخص و واحد ندارد. ممکن است در نوجوانان مختلف به شکل های متفاوتی دیده شود.
برخی نشانه های رایج عبارتند از:
۱. سردرگمی درباره آینده
نوجوان نمی داند چه رشته ای انتخاب کند، چه شغلی داشته باشد یا در آینده چه مسیری را دنبال کند.
البته مردد بودن درباره انتخاب رشته یا شغل به تنهایی نشانه بحران هویت نیست. بسیاری از نوجوانان به زمان و تجربه بیشتری برای شناخت علایق خود نیاز دارند.
۲. تغییر مکرر علایق و سبک زندگی
ممکن است نوجوان در فاصله کوتاهی به فعالیت ها، گروه های دوستانه، سبک لباس پوشیدن یا علایق متفاوتی روی بیاورد.
این تغییرات همیشه نگران کننده نیستند. تجربه کردن نقش ها و علایق مختلف می تواند بخشی از فرایند جستجوی هویت باشد. APA نیز اشاره می کند که نوجوانان ممکن است شیوه های مختلف ظاهر شدن، رفتار کردن و ابراز خود را امتحان کنند و این تجربه کردن در بسیاری از موارد بخشی طبیعی از رشد است.
۳. وابستگی شدید به نظر دیگران
نوجوان ممکن است ارزش خودش را بیش از حد بر اساس تایید دوستان، شبکه های اجتماعی یا گروه همسالان ارزیابی کند.
برای مثال:
«اگر دوستانم این رفتار را تایید کنند، پس درست است.»
یا:
«اگر دیگران من را دوست نداشته باشند، یعنی من مشکلی دارم.»
۴. تعارض شدید با والدین
تلاش برای استقلال می تواند باعث افزایش اختلاف میان نوجوان و والدین شود.
اما استقلال به معنای بی اهمیت شدن والدین نیست. در دوران نوجوانی، رابطه با همسالان اهمیت بیشتری پیدا می کند، در حالی که خانواده همچنان نقش مهمی در رشد و حمایت نوجوان دارد.
۵. تغییر شدید در ارزش ها و باورها
نوجوان ممکن است درباره باورهایی که از خانواده دریافت کرده سوال کند و آنها را دوباره بررسی کند.
این موضوع می تواند برای والدین نگران کننده باشد، اما پرسشگری لزوما به معنای بی احترامی یا انحراف نیست. یکی از بخش های رشد هویت این است که فرد به تدریج بتواند درباره ارزش ها و باورهای خود فکر کند و نسبت آنها با زندگی خودش را بررسی کند.
۶. احساس «نمی دانم من کی هستم»
این جمله از نظر بالینی اهمیت دارد؛ به ویژه زمانی که فقط یک سوال گذرا نباشد و با احساس پوچی، بی ثباتی شدید در روابط، تصمیم گیری دشوار یا اختلال قابل توجه در عملکرد همراه شود.
آیا هر نوجوانی که سردرگم است، بحران هویت دارد؟
خیر.
یکی از اشتباهات رایج این است که هر نوع سردرگمی نوجوان را به عنوان «بحران هویت» در نظر بگیریم.
تردید درباره رشته تحصیلی، تغییر گروه دوستان، امتحان کردن علایق جدید یا حتی مخالفت با بعضی دیدگاه های والدین می تواند بخشی از رشد طبیعی باشد.
از طرف دیگر، اگر سردرگمی هویت بسیار شدید باشد و با مشکلات جدی در زندگی نوجوان همراه شود، باید بررسی تخصصی انجام شود.
در روانشناسی، تشخیص صرفا بر اساس یک رفتار یا یک جمله انجام نمی شود. روانشناس باید شدت، مدت، زمینه، سابقه رشد، روابط خانوادگی، عملکرد تحصیلی و اجتماعی و وضعیت هیجانی نوجوان را بررسی کند.
تفاوت بحران هویت با سردرگمی نقش چیست؟
اریکسون مرحله نوجوانی را با تعارض «هویت در برابر سردرگمی نقش» توضیح داد. منظور از سردرگمی نقش این است که فرد در تعریف جایگاه و نقش خود دچار ناهماهنگی و عدم وضوح باشد.
برای مثال نوجوان ممکن است نداند:
«من قرار است چه کسی باشم؟»
«چه نقشی در خانواده دارم؟»
«در آینده چه مسیری را انتخاب کنم؟»
«چه ارزش هایی واقعا متعلق به خودم هستند؟»
«آیا انتخاب های من حاصل خواسته خودم هستند یا فقط برای جلب رضایت دیگران؟»
در مقابل، هویت شکل گرفته تر به این معناست که فرد بتواند تصویری نسبتا منسجم از خودش داشته باشد و انتخاب هایش را تا حدی بر اساس شناخت و بررسی شخصی انجام دهد.
البته هویت یک وضعیت کاملا ثابت نیست. پژوهش ها و دیدگاه های جدیدتر نیز هویت را فرایندی می دانند که می تواند در دوره های مختلف زندگی تغییر کند و دوباره مورد بازبینی قرار بگیرد.
نقش خانواده در بحران هویت نوجوان
واکنش خانواده می تواند تجربه نوجوان را آسان تر یا دشوارتر کند.
یکی از واکنش های نامناسب این است که والدین هر نوع استقلال طلبی را سرکشی تلقی کنند.
برای مثال:
«تو هنوز بچه ای و حق تصمیم گرفتن نداری.»
«تا وقتی در خانه من هستی باید دقیقا همان کاری را انجام بدهی که من می گویم.»
«این دوست هایت تو را عوض کرده اند.»
چنین واکنش هایی ممکن است باعث شود نوجوان درباره افکار و احساساتش کمتر صحبت کند.
در مقابل، والدین می توانند هم زمان دو موضوع را حفظ کنند:
مرز و حمایت.
نوجوان برای رشد سالم به آزادی متناسب با سن خود نیاز دارد، اما این آزادی به معنای نبودن قانون و نظارت نیست.
بهتر است والدین به جای اینکه تمام پاسخ ها را آماده کنند، به نوجوان کمک کنند سوال های خودش را بهتر بررسی کند.
برای مثال به جای:
«این رشته به درد تو نمی خورد.»
می توان پرسید:
«چه چیزی در این رشته برایت جذاب است؟»
«فکر می کنی چه توانایی هایی برای این مسیر لازم داری؟»
«چه گزینه های دیگری را بررسی کرده ای؟»
این نوع گفت وگو به نوجوان کمک می کند به جای صرفا پذیرفتن یا رد کردن نظر دیگران، فرایند تصمیم گیری خودش را تقویت کند.
نقش دوستان در شکل گیری هویت
همسالان در دوران نوجوانی اهمیت زیادی پیدا می کنند.
نوجوان با دوستانش درباره سبک زندگی، ارزش ها، علایق و آینده خود مقایسه می کند و از طریق ارتباط با آنها بخشی از تفاوت ها و شباهت های خودش را بهتر می شناسد.
گروه همسالان می تواند نقش مثبتی داشته باشد؛ مثلا نوجوان را به فعالیت ورزشی، تحصیلی، هنری یا اجتماعی تشویق کند.
اما فشار همسالان نیز ممکن است باعث شود نوجوان رفتارهایی انجام دهد که با ارزش ها یا اهداف شخصی او هماهنگ نیست.
بنابراین سوال مهم فقط این نیست که:
«دوستانت چه کسانی هستند؟»
بلکه باید پرسید:
«وقتی کنار آنها هستی، بیشتر خودت هستی یا احساس می کنی مجبور هستی شبیه آنها باشی؟»
شبکه های اجتماعی چه تاثیری بر هویت نوجوان دارند؟
شبکه های اجتماعی محیطی فراهم می کنند که نوجوان دائما خودش را با دیگران مقایسه کند.
تصاویر و سبک زندگی نمایش داده شده در فضای مجازی معمولا بخش انتخاب شده ای از زندگی افراد هستند، اما نوجوان ممکن است آنها را با زندگی واقعی خودش مقایسه کند.
این موضوع می تواند بر تصویر فرد از بدن، ظاهر، موفقیت، روابط اجتماعی و ارزش شخصی تاثیر بگذارد.
به همین دلیل در ارزیابی بحران هویت نوجوان، بررسی تجربه او در فضای مجازی نیز می تواند مفید باشد.
سوال هایی مانند این موارد اهمیت دارند:
بعد از استفاده از شبکه های اجتماعی چه احساسی پیدا می کنی؟
خودت را با چه کسانی مقایسه می کنی؟
چقدر برای تایید گرفتن از دیگران اهمیت قائل هستی؟
اگر کسی پست یا ظاهر تو را تایید نکند چه احساسی پیدا می کنی؟
آیا در فضای مجازی شخصیتی متفاوت از دنیای واقعی داری؟
آیا بحران هویت می تواند باعث اضطراب یا افسردگی شود؟
خود فرایند جستجوی هویت لزوما اختلال روانی نیست.
اما اگر نوجوان برای مدت طولانی احساس سردرگمی، بی ارزشی، ناامیدی یا تنهایی داشته باشد، یا این تجربه با علائم قابل توجه اضطراب یا افسردگی همراه شود، موضوع نیازمند ارزیابی دقیق تری است.
برای مثال باید به تغییرات قابل توجه در خواب، اشتها، انگیزه، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی، خلق، کناره گیری و افکار آسیب به خود توجه شود.
در چنین شرایطی نباید همه چیز را به «سن نوجوانی» نسبت داد.
نوجوانی یک دوره رشدی است، اما مشکلات روانشناختی واقعی نیز می توانند در همین دوره ظاهر شوند و نیاز به ارزیابی و درمان داشته باشند.
روانشناس چگونه بحران هویت را ارزیابی می کند؟
روانشناس معمولا فقط به یک رفتار نگاه نمی کند.
ارزیابی می تواند شامل بررسی موارد زیر باشد:
سابقه رشد و زندگی نوجوان
رابطه با والدین
رابطه با همسالان
وضعیت تحصیلی
اهداف و برنامه های آینده
ارزش ها و باورهای شخصی
تصویر نوجوان از خودش
عزت نفس
تصمیم گیری
استقلال و وابستگی
تجربه های خانوادگی
فشار همسالان
استفاده از شبکه های اجتماعی
اضطراب و افسردگی
رفتارهای پرخطر
کیفیت روابط خانوادگی
هدف این نیست که نوجوان مجبور شود خیلی سریع یک «هویت قطعی» برای خودش انتخاب کند.
هدف اصلی کمک به او برای شناخت بهتر خودش، بررسی گزینه ها و شکل دادن به انتخاب هایی است که با توانایی ها، ارزش ها و شرایط واقعی زندگی او هماهنگ باشند.
آیا نوجوان باید خیلی زود هویت خود را پیدا کند؟
خیر.
هویت یک پروژه یک روزه نیست.
نوجوان ممکن است در یک سال به یک رشته علاقه مند باشد و بعد متوجه شود که انتخاب دیگری برای او مناسب تر است. ممکن است نوع دوستان، علایق یا اهدافش تغییر کند.
حتی در بزرگسالی نیز افراد ممکن است درباره شغل، روابط، ارزش ها و اهداف زندگی خود تجدیدنظر کنند. دیدگاه های معاصر درباره رشد هویت نیز بر همین ماهیت پویا و ادامه دار تاکید دارند.
بنابراین هدف سلامت روانی این نیست که نوجوان هیچ وقت تغییر نکند؛ بلکه مهم است بتواند تغییرات خود را بشناسد، درباره آنها فکر کند و انتخاب هایش را آگاهانه تر انجام دهد.
والدین در مواجهه با بحران هویت چه کار کنند؟
اگر نوجوان درباره خودش سردرگم است، والدین می توانند چند اصل ساده را رعایت کنند:
اول، بیشتر گوش بدهید تا اینکه سریع پاسخ بدهید.
گاهی نوجوان قبل از اینکه به راه حل نیاز داشته باشد، نیاز دارد احساس کند حرفش شنیده شده است.
دوم، هر تفاوتی را تهدید تلقی نکنید.
تفاوت در لباس، موسیقی، علایق یا بعضی دیدگاه ها لزوما به معنای مشکل روانشناختی نیست.
سوم، مرزهای مشخص داشته باشید.
پذیرش نوجوان به معنای پذیرفتن تمام رفتارها نیست. رفتارهای آسیب رسان، خشونت، مصرف مواد یا رفتارهای پرخطر همچنان نیازمند مداخله هستند.
چهارم، اجازه تجربه کردن بدهید.
نوجوان برای شناخت خودش نیاز دارد بعضی انتخاب ها و علایق را امتحان کند.
پنجم، مقایسه نکنید.
جملاتی مانند «ببین فلانی چقدر موفق است» معمولا به شناخت بهتر خود کمک نمی کنند و ممکن است احساس ناکافی بودن را افزایش دهند.
ششم، در صورت وجود مشکل جدی از متخصص کمک بگیرید.
کمک گرفتن از روانشناس به معنای بیمار بودن نوجوان نیست. گاهی حضور یک متخصص بی طرف می تواند فضایی ایجاد کند که نوجوان راحت تر درباره موضوعاتی صحبت کند که گفتن آنها برایش در خانه دشوار است.
چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری تر است؟
اگر سردرگمی نوجوان با موارد زیر همراه شده باشد، ارزیابی تخصصی اهمیت بیشتری پیدا می کند:
افت شدید و ناگهانی عملکرد تحصیلی
انزوای اجتماعی قابل توجه
اضطراب شدید یا مداوم
علائم افسردگی
احساس پوچی شدید
تغییرات شدید و مداوم رفتاری
رفتارهای پرخطر
مصرف مواد
اختلال قابل توجه در خواب یا غذا خوردن
تعارض شدید و مداوم خانوادگی
ناتوانی جدی در تصمیم گیری
افکار مربوط به مرگ یا آسیب به خود
در صورت وجود افکار خودکشی یا خطر فوری برای آسیب به خود یا دیگران، موضوع از سطح مشاوره معمول فراتر می رود و باید فورا از خدمات اورژانسی و متخصصان سلامت روان کمک گرفته شود.
جمع بندی
بحران هویت چیست؟
بحران هویت در روانشناسی رشد بیشتر به دوره ای اشاره دارد که فرد، به ویژه در نوجوانی، با سوال های جدی درباره «من کیستم؟»، «چه ارزش هایی دارم؟»، «چه نقشی دارم؟» و «می خواهم در آینده چه کسی باشم؟» مواجه می شود.
این فرایند به خودی خود بیماری نیست.
نوجوانی دوره ای است که فرد فرصت پیدا می کند بعضی باورها، علایق، نقش ها و اهدافی را که از کودکی دریافت کرده دوباره بررسی کند و به تدریج تصویری منسجم تر از خودش بسازد. نظریه اریکسون این دوره را در قالب تعارض هویت در برابر سردرگمی نقش توضیح می دهد.
بنابراین به جای اینکه از نوجوان انتظار داشته باشیم خیلی سریع «خودش را پیدا کند»، بهتر است محیطی فراهم کنیم که بتواند سوال بپرسد، تجربه کند، اشتباه کند، درباره انتخاب هایش فکر کند و در عین داشتن مرزهای مشخص، احساس امنیت و حمایت داشته باشد.
در مواردی که سردرگمی هویت شدید، طولانی یا همراه با اختلال قابل توجه در عملکرد و سلامت روان باشد، ارزیابی توسط روانشناس می تواند به روشن شدن مسئله و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزش های تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!











