
روز جهانی کودک؛ چرا شناخت حقوق و نیازهای کودکان اهمیت دارد؟
روز جهانی کودک فقط یک مناسبت تقویمی برای تبریک گفتن به کودکان نیست؛ فرصتی است برای اینکه دوباره به این سؤال مهم فکر کنیم: کودکان برای رشد سالم، احساس امنیت و تبدیل شدن به بزرگسالانی سالم به چه چیزهایی نیاز دارند؟
کودک صرفاً فردی کوچکتر از بزرگسال نیست که باید به جای او تصمیم گرفته شود. کودک در هر مرحله از رشد، نیازها، تواناییها، احساسات و حقوق خاص خود را دارد و خانواده، مدرسه و جامعه در فراهم کردن محیط مناسب برای رشد او نقش دارند.
روز جهانی کودک میتواند فرصتی باشد برای توجه بیشتر به سلامت جسمی و روانی کودکان، کیفیت رابطه والد و کودک، امنیت، آموزش، بازی، شنیده شدن و احترام به تفاوتهای فردی.
روز جهانی کودک چیست؟
روز جهانی کودک یا World Children's Day هر سال در ۲۰ نوامبر برگزار میشود. این تاریخ با تصویب «کنوانسیون حقوق کودک» در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ ارتباط دارد. کنوانسیون حقوق کودک چارچوبی بینالمللی برای بهرسمیتشناختن و حمایت از حقوق افراد زیر ۱۸ سال فراهم کرده است.
این مناسبت با هدف افزایش توجه عمومی به وضعیت کودکان و حقوق آنان شکل گرفته است؛ اما از دید روانشناختی نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا کیفیت محیطی که کودک در آن رشد میکند میتواند بر تجربه او از امنیت، روابط، یادگیری و رشد اجتماعی ـ عاطفی اثرگذار باشد.
بنابراین وقتی از روز جهانی کودک صحبت میکنیم، موضوع فقط خرید اسباببازی یا برگزاری جشن نیست؛ بلکه باید درباره کیفیت زندگی و رشد کودک نیز صحبت کنیم.
حقوق کودک یعنی چه؟
حقوق کودک به این معناست که کودک نیز مانند سایر انسانها دارای حقوق اساسی است و به دلیل سن پایین خود نباید از کرامت و حقوق انسانی محروم شود.
در چارچوب کنوانسیون حقوق کودک، موضوعاتی مانند حق زندگی و رشد، برخورداری از آموزش و مراقبت، حمایت در برابر خشونت و تبعیض و در نظر گرفتن منافع کودک مورد توجه قرار گرفتهاند.
از طرف دیگر، حقوق کودک به معنای حذف نقش والدین نیست.
والدین همچنان مسئول مراقبت، آموزش، تعیین حدود و فراهم کردن محیط امن برای کودک هستند؛ اما این مسئولیت باید متناسب با سن و سطح رشد کودک اعمال شود.
به عبارت ساده:
کودک هم به مراقبت نیاز دارد و هم به احترام.
چرا امنیت روانی کودک اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین نیازهای کودک، داشتن محیطی است که در آن احساس امنیت کند.
امنیت روانی به این معنا نیست که کودک هیچوقت ناراحت، عصبانی، ترسان یا ناکام نشود. اتفاقاً تجربه هیجانهای دشوار بخشی طبیعی از رشد است.
امنیت یعنی کودک بداند وقتی ناراحت است، یک بزرگسال قابل اعتماد برای کمک وجود دارد.
برای مثال کودکی که از اشتباه کردن میترسد، ممکن است بهتدریج از پرسیدن سؤال، تجربه کردن فعالیتهای جدید یا بیان نظر خود اجتناب کند.
در مقابل، کودکی که میداند اشتباه کردن باعث تحقیر یا طرد شدن او نمیشود، فرصت بیشتری برای یادگیری و تجربه کردن خواهد داشت.
به همین دلیل واکنش والدین به اشتباهات کودک اهمیت زیادی دارد.
کودک به محبت نیاز دارد، اما محبت بهتنهایی کافی نیست
گاهی تصور میکنیم اگر کودک را دوست داشته باشیم، تمام نیازهای روانی او برطرف میشود.
محبت بسیار مهم است، اما رشد سالم کودک به مجموعهای از عوامل نیاز دارد.
کودک علاوه بر محبت به مواردی مانند:
امنیت
ثبات
توجه
بازی
فرصت یادگیری
ارتباط با دیگران
مرزهای روشن
حمایت عاطفی
فرصت استقلال متناسب با سن
امکان بیان احساسات
دسترسی به مراقبتهای جسمی و آموزشی
نیاز دارد.
بنابراین فرزندپروری سالم ترکیبی از محبت و ساختار است.
نه بیقانونی کامل و نه کنترل افراطی.
آیا کودک باید همیشه خوشحال باشد؟
خیر.
یکی از اشتباهات رایج این است که والدین تصور کنند وظیفه آنها این است که کودک را از تمام ناراحتیها دور کنند.
کودک باید بتواند تجربههایی مانند:
ناکامی
خشم
غم
ترس
حسادت
ناامیدی
را نیز تجربه و مدیریت کند.
هدف روانشناختی این نیست که کودک هیچ هیجان منفی نداشته باشد؛ هدف این است که بتواند هیجانهای مختلف را بشناسد، تحمل کند و به شیوه مناسب با آنها برخورد کند.
مثلاً اگر کودک به دلیل نرسیدن به خواستهاش گریه میکند، میتوان احساس او را پذیرفت اما همچنان حد مشخصی را حفظ کرد:
«میفهمم خیلی ناراحتی که الان نمیتونیم این اسباببازی رو بخریم، ولی تصمیممون عوض نمیشه.»
در این روش، احساس کودک پذیرفته شده اما قانون نیز از بین نرفته است.
بازی؛ یکی از مهمترین بخشهای کودکی
بازی فقط سرگرمی نیست.
کودکان از طریق بازی میتوانند محیط اطراف خود را کشف کنند، مهارتهای اجتماعی را تمرین کنند، تخیل خود را به کار بگیرند و موقعیتهای مختلف را تجربه کنند.
گاهی کودک از طریق بازی چیزهایی را بیان میکند که هنوز توانایی توضیح دادن آنها با کلمات را ندارد.
برای همین، بازی میتواند بخشی مهم از ارتباط والد و کودک باشد.
والد لازم نیست همیشه نقش مربی را داشته باشد.
گاهی کافی است کنار کودک بنشیند و اجازه دهد کودک بازی را هدایت کند.
مثلاً به جای اینکه دائماً بگوییم:
«این ماشین رو بذار اینجا.»
میتوان پرسید:
«ماشینت الان کجا میره؟»
این نوع مشارکت به کودک فرصت میدهد ابتکار عمل داشته باشد.
شنیدن کودک با گوش دادن واقعی فرق دارد
یکی از حقوق و نیازهای مهم کودک این است که احساس کند صدایش شنیده میشود.
شنیدن واقعی یعنی فقط منتظر نباشیم کودک حرفش را تمام کند تا پاسخ خودمان را بدهیم.
گاهی کودک با جملهای ساده مانند:
«من دیگه مدرسه رو دوست ندارم.»
پیامی درباره یک مشکل اجتماعی، اضطراب، تعارض با همکلاسیها یا تجربه ناخوشایند منتقل میکند.
بهتر است والد قبل از قضاوت یا نصیحت، سؤالهای باز بپرسد:
«چه چیزی باعث شده این حس رو پیدا کنی؟»
«امروز اتفاق خاصی افتاده؟»
«دوست داری فقط بهت گوش بدم یا با هم راهحل پیدا کنیم؟»
البته نحوه گفتوگو باید با سن و توانایی شناختی کودک متناسب باشد.
آیا کودک حق دارد «نه» بگوید؟
آموزش مرزهای شخصی از دوران کودکی اهمیت دارد.
کودک باید بهتدریج یاد بگیرد که بدن او حریم دارد و در موقعیتهای مناسب میتواند مخالفت خود را بیان کند.
برای مثال اگر کودک تمایلی به بغل کردن فردی ندارد، نباید صرفاً برای رعایت تعارف مجبور شود.
والد میتواند به کودک یاد بدهد:
«اگر دوست نداری کسی بغلت کنه، میتونی مؤدبانه بگی نه.»
البته این موضوع به معنای آزاد گذاشتن کودک در همه تصمیمها نیست. کودک همچنان به قوانین ایمنی و محدودیتهای متناسب با سن نیاز دارد.
هدف، آموزش مرز سالم و مسئولیتپذیری است، نه بیقانونی.
حق آموزش؛ فقط به معنای رفتن به مدرسه نیست
آموزش یکی از بخشهای مهم رشد کودک است، اما رشد شناختی کودک فقط از طریق کتاب و مدرسه اتفاق نمیافتد.
کودک در تعامل با والدین، همسالان، معلمان و محیط اطراف نیز یاد میگیرد.
سؤال پرسیدن، بازی کردن، تجربه کردن، حل مسئله و صحبت کردن درباره اتفاقات روزمره نیز میتوانند فرصتهای یادگیری ایجاد کنند.
به همین دلیل، خانه میتواند محیطی برای یادگیری باشد بدون اینکه تمام ارتباط والد و کودک تبدیل به کلاس درس شود.
کودک را با کودک دیگری مقایسه نکنیم
یکی از رفتارهای رایج در فرزندپروری، مقایسه کودک با خواهر، برادر، همکلاسی یا سایر کودکان است.
جملاتی مانند:
«ببین خواهرت چقدر درس میخونه.»
«دوستت از تو بهتره.»
«بچه فلانی اصلاً اینطوری نیست.»
معمولاً مسئله را حل نمیکنند.
هر کودک سرعت رشد، ویژگیهای شخصیتی، تواناییها و شرایط متفاوتی دارد.
مقایسه مداوم میتواند توجه کودک را از یادگیری به ارزیابی اجتماعی منتقل کند؛ یعنی به جای اینکه از خود بپرسد «چطور بهتر شوم؟»، دائماً نگران شود که «آیا از بقیه بدترم؟»
بهتر است پیشرفت کودک را تا حد امکان با عملکرد قبلی خودش مقایسه کنیم.
حمایت از کودک به معنای انجام دادن همه کارها به جای او نیست
والدین گاهی از روی محبت، تمام مشکلات کودک را خودشان حل میکنند.
مثلاً اگر کودک در انجام تکلیف مدرسه مشکل دارد، والد تمام تکلیف را انجام میدهد.
اگر کودک با دوستش اختلاف پیدا کرده، والد فوراً وارد میشود.
اگر کودک نمیتواند وسیلهای را پیدا کند، والد بدون اینکه فرصت جستوجو بدهد آن را پیدا میکند.
این رفتار ممکن است در کوتاهمدت مشکل را حل کند، اما فرصت تمرین مهارت حل مسئله را از کودک میگیرد.
کمک مناسب یعنی:
به کودک کمک کنیم خودش بتواند مسئله را حل کند، نه اینکه همیشه مسئله را به جای او حل کنیم.
کودک باید در تصمیمهای متناسب با سن خود مشارکت داشته باشد
با افزایش سن، میتوان فرصتهای بیشتری برای انتخاب و مسئولیتپذیری به کودک داد.
مثلاً:
«دوست داری اول تکلیف ریاضی رو انجام بدی یا فارسی رو؟»
«برای لباس فردا بین این دو گزینه کدوم رو انتخاب میکنی؟»
این انتخابهای کوچک میتوانند به رشد استقلال کمک کنند.
البته انتخاب باید واقعی و متناسب با سن باشد.
دادن مسئولیتهایی که کودک هنوز توانایی انجام آنها را ندارد، استقلال ایجاد نمیکند؛ بلکه ممکن است اضطراب ایجاد کند.
وقتی کودک رفتار دشواری نشان میدهد چه کنیم؟
رفتار کودک همیشه به معنای «لجبازی» یا «بد بودن» او نیست.
رفتار ممکن است راهی برای بیان یک نیاز یا هیجان باشد.
کودکی که پرخاشگر شده ممکن است خشم، ناکامی، مشکل ارتباطی، خستگی یا عوامل دیگری را تجربه کند.
کودکی که گوشهگیر شده ممکن است با شرایط اجتماعی دشواری مواجه باشد.
کودکی که دائماً گریه میکند ممکن است هنوز مهارت کافی برای تنظیم هیجان نداشته باشد.
این به معنای آن نیست که هر رفتار نامناسب را توجیه کنیم.
والد باید همزمان دو کار انجام دهد:
احساس کودک را درک کند و رفتار نامناسب را محدود کند.
برای مثال:
«میدونم خیلی عصبانی هستی، ولی اجازه نداری خواهرت رو بزنی. بیا ببینیم چطور میتونیم عصبانیتت رو بدون زدن نشون بدیم.»
روز جهانی کودک؛ فرصتی برای توجه به کودک واقعی
یکی از نکات مهم در ارتباط با کودکان این است که کودک را همانطور که هست ببینیم، نه فقط همانطور که دوست داریم باشد.
ممکن است یک کودک بسیار اجتماعی باشد و کودک دیگری محتاطتر.
یکی عاشق ورزش باشد و دیگری به نقاشی علاقه داشته باشد.
یکی سریع یاد بگیرد و دیگری به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
تفاوتهای فردی بخشی طبیعی از رشد هستند.
هدف تربیت کودک، ساختن نسخهای مشابه از دیگران نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که کودک بتواند ظرفیتهای خود را در یک محیط امن و حمایتگر رشد دهد.
والدین در روز جهانی کودک چه کاری میتوانند انجام دهند؟
برای گرامی داشتن روز جهانی کودک لازم نیست حتماً مراسم بزرگی برگزار شود.
گاهی اقدامات ساده ارزش بیشتری دارند.
مثلاً:
زمانی را بدون تلفن همراه با کودک بگذرانید.
از او بپرسید این روزها چه چیزی خوشحالش میکند.
درباره ترسها و نگرانیهایش بدون قضاوت صحبت کنید.
اجازه دهید درباره علایقش صحبت کند.
با او بازی کنید.
به انتخابهای متناسب با سنش احترام بگذارید.
درباره حریم شخصی و امنیت بدن با او صحبت کنید.
به جای مقایسه، پیشرفت خودش را ببینید.
وقتی اشتباه میکند، به جای تحقیر درباره راه اصلاح صحبت کنید.
از کودک بپرسید اگر میتوانست چیزی در زندگی روزمرهاش تغییر دهد، چه چیزی را تغییر میداد.
گاهی همین گفتوگوهای ساده اطلاعات ارزشمندی درباره دنیای درونی کودک در اختیار والد قرار میدهد.
چه زمانی بهتر است از روانشناس کودک کمک بگیریم؟
همه مشکلات رفتاری کودک نشانه اختلال روانشناختی نیستند و بسیاری از رفتارها میتوانند بخشی از مراحل طبیعی رشد باشند.
اما اگر تغییرات رفتاری یا هیجانی کودک شدید، پایدار، غیرمعمول برای سن او یا مختلکننده عملکرد روزمره باشند، ارزیابی تخصصی میتواند مفید باشد.
برای مثال در شرایطی مانند:
تغییر شدید و مداوم در رفتار کودک
اضطراب یا ترس قابل توجه
پرخاشگری شدید یا مکرر
افت محسوس عملکرد تحصیلی
مشکلات جدی در روابط با همسالان
مشکلات قابل توجه خواب
کنارهگیری اجتماعی شدید
واکنشهای شدید پس از یک اتفاق آسیبزا
مشکلات پایدار در تنظیم هیجان
نگرانی درباره رشد یا مهارتهای ارتباطی
میتوان از روانشناس کودک یا سایر متخصصان مرتبط کمک گرفت.
نکته مهم این است که مراجعه به متخصص الزاماً به معنای وجود یک اختلال نیست.
گاهی والدین برای آموزش بهتر، اصلاح شیوه فرزندپروری و پیشگیری از تشدید مشکلات به مشاوره مراجعه میکنند.
روز جهانی کودک از نگاه روانشناسی
روز جهانی کودک را میتوان بهانهای برای یادآوری یک اصل مهم دانست:
رشد سالم کودک فقط به تغذیه و آموزش محدود نمیشود؛ رابطه، امنیت، بازی، احترام، حمایت عاطفی و فرصت رشد نیز اهمیت دارند.
کودک برای رشد به بزرگسالانی نیاز دارد که هم از او مراقبت کنند و هم به تدریج استقلال او را افزایش دهند.
نه رها کردن کودک راهحل است و نه کنترل دائمی او.
فرزندپروری مؤثر معمولاً در نقطهای میان محبت، امنیت، مرزبندی، مسئولیتپذیری و احترام به فردیت کودک شکل میگیرد.
روز جهانی کودک میتواند هر سال بهانهای باشد تا از خودمان بپرسیم:
آیا کودک ما فقط از نظر جسمی مراقبت میشود، یا از نظر عاطفی و روانی نیز احساس امنیت میکند؟
آیا فقط از او انتظار داریم، یا به حرفهایش هم گوش میدهیم؟
آیا فقط برای آیندهاش برنامهریزی میکنیم، یا به کودکی کردن امروز او نیز اهمیت میدهیم؟
و شاید مهمتر از همه:
آیا کودک در کنار ما احساس میکند که ارزشمند، محترم و دوستداشتنی است؟
این پرسشها میتوانند معنای عمیقتری به روز جهانی کودک بدهند.
برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزشهای تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!











