چهار وضعیت هویتی در نوجوانان

انواع پایگاه هویت از نظر مارسیا؛ بررسی چهار وضعیت هویتی در نوجوانان

یکی از مهم ترین موضوعات در روانشناسی رشد نوجوان، شکل گیری هویت است. نوجوان در این دوره به تدریج با پرسش هایی درباره خود، ارزش ها، باورها، روابط، تحصیل، شغل و آینده مواجه می شود.

«من چه کسی هستم؟»

«چه چیزی برای من مهم است؟»

«قرار است در آینده چه کاری انجام دهم؟»

«چه ارزش هایی را قبول دارم؟»

«آیا باید همان چیزی باشم که خانواده ام می خواهند؟»

این پرسش ها بخشی از فرایند طبیعی رشد هویت هستند.

جیمز مارسیا، روانشناس رشد، بر اساس دیدگاه اریک اریکسون درباره بحران هویت، مدلی را ارائه کرد که به جای نگاه کردن به هویت به عنوان یک وضعیت کاملا شکل گرفته یا شکل نگرفته، وضعیت فرد را بر اساس دو فرایند مهم بررسی می کند:

کاوش و تعهد.

بر اساس ترکیب این دو فرایند، مارسیا چهار وضعیت یا پایگاه هویتی را مطرح کرد:

  1. سردرگمی یا پراکندگی هویت

  2. تسلیم هویت یا هویت زودرس

  3. تعلیق هویت

  4. دستیابی به هویت

این چهار وضعیت لزوما چهار مرحله ثابت و غیر قابل تغییر نیستند. یک فرد ممکن است در حوزه های مختلف زندگی در وضعیت های متفاوتی قرار داشته باشد و حتی در طول زندگی از یک وضعیت به وضعیت دیگری منتقل شود.


مدل هویت مارسیا چیست؟

مارسیا مفهوم هویت را با دو سوال اصلی بررسی کرد:

آیا فرد در حال کاوش است؟

یعنی آیا نوجوان درباره گزینه های مختلف فکر می کند، آنها را بررسی می کند، سوال می پرسد و سعی می کند بفهمد چه چیزی با ارزش ها و اهداف شخصی او سازگار است؟

آیا فرد به یک انتخاب یا تعهد رسیده است؟

یعنی آیا پس از بررسی گزینه های مختلف، موضع یا انتخاب نسبتا مشخصی پیدا کرده است و حاضر است مسئولیت آن را بپذیرد؟

ترکیب این دو متغیر چهار وضعیت هویتی ایجاد می کند.

وضعیت هویتیکاوشتعهد
پراکندگی هویتپایینپایین
هویت زودرسپایینبالا
تعلیق هویتبالاپایین
دستیابی به هویتبالابالا

این جدول، هسته اصلی نظریه مارسیا را تشکیل می دهد.


۱. پراکندگی هویت

اولین وضعیت زمانی مطرح می شود که فرد نه کاوش جدی انجام داده و نه تعهد مشخصی ایجاد کرده است.

یعنی نوجوان ممکن است هنوز درباره آینده خود تصمیم مشخصی نداشته باشد و در عین حال تلاش جدی برای بررسی گزینه های مختلف نیز انجام نداده باشد.

برای مثال نوجوانی را تصور کنید که درباره شغل آینده خود هیچ فکر جدی نکرده است.

نه علاقه های مختلف را بررسی کرده، نه درباره رشته های تحصیلی تحقیق کرده و نه هدف مشخصی برای آینده دارد.

ممکن است وقتی از او پرسیده شود:

«می خواهی در آینده چه کار کنی؟»

پاسخ دهد:

«نمی دانم، هر چه پیش بیاید.»

البته چنین پاسخی در یک مقطع خاص از نوجوانی به تنهایی به معنای مشکل روانی نیست.

ممکن است نوجوان هنوز به مرحله ای نرسیده باشد که نیاز به تصمیم گیری جدی داشته باشد.

بنابراین متخصص نباید صرفا به دلیل نداشتن برنامه آینده، به نوجوان برچسب «بحران هویت» بزند.


ویژگی های احتمالی پراکندگی هویت

ممکن است نوجوانی که در این وضعیت قرار دارد:

  • هدف مشخصی نداشته باشد.

  • درباره آینده فکر زیادی نکند.

  • گزینه های مختلف را بررسی نکرده باشد.

  • تصمیم های مهم را دائما به تعویق بیندازد.

  • نسبت به ارزش ها و اهداف شخصی خود اطمینان کمی داشته باشد.

  • بیشتر بر شرایط لحظه ای تمرکز کند.

اما شدت و معنای این ویژگی ها باید در زمینه زندگی فرد بررسی شود.


۲. هویت زودرس

دومین وضعیت هویتی زمانی اتفاق می افتد که فرد تعهد دارد اما کاوش قابل توجهی انجام نداده است.

یعنی نوجوان یک انتخاب مشخص دارد، اما این انتخاب لزوما حاصل بررسی مستقل گزینه های مختلف نیست.

ممکن است نوجوان صرفا ارزش ها، باورها یا تصمیم های خانواده را پذیرفته باشد.

برای مثال:

پدر خانواده پزشک است و از کودکی به فرزند خود گفته است:

«تو هم باید پزشک شوی.»

نوجوان نیز بدون اینکه رشته های دیگر را بررسی کند، بدون شناخت کافی از علایق خودش و بدون فکر کردن به گزینه های مختلف تصمیم می گیرد پزشک شود.

در این حالت، تعهد وجود دارد اما فرایند کاوش محدود است.


آیا هویت زودرس همیشه بد است؟

خیر.

این نکته بسیار مهم است.

نباید تصور کنیم هر نوجوانی که ارزش های خانواده خود را قبول کرده است، دچار مشکل هویتی است.

خانواده و فرهنگ می توانند ارزش ها و مسیرهای مهمی را به نوجوان منتقل کنند و نوجوان نیز ممکن است آنها را آگاهانه بپذیرد.

موضوع اصلی این است که آیا فرد فرصت پیدا کرده است انتخاب های خود را بشناسد و در نهایت به صورت شخصی آنها را بپذیرد یا خیر.

بنابراین هویت زودرس بیشتر به نحوه شکل گیری تعهد مربوط است، نه صرفا محتوای آن.


مثال دیگری از هویت زودرس

فرض کنید خانواده ای ارزش های مذهبی خاصی دارد.

فرزند خانواده نیز همان ارزش ها را پذیرفته است.

اگر نوجوان هیچ فرصتی برای پرسش، بررسی و فکر کردن درباره این موضوع نداشته باشد و صرفا به دلیل فشار خانواده آنها را بپذیرد، می توان از مفهوم هویت زودرس برای توصیف وضعیت او استفاده کرد.

اما اگر نوجوان درباره باورهای خود فکر کرده، سوال پرسیده و در نهایت آنها را آگاهانه پذیرفته باشد، وضعیت او می تواند به دستیابی به هویت نزدیک تر باشد.


۳. تعلیق هویت

یکی از مهم ترین وضعیت های هویتی در مدل مارسیا، تعلیق هویت است.

در این وضعیت، فرد وارد فرایند کاوش شده اما هنوز به تعهد مشخصی نرسیده است.

نوجوان ممکن است گزینه های مختلف را امتحان کند و هنوز تصمیم نهایی نداشته باشد.

برای مثال:

یک نوجوان به رشته پزشکی علاقه دارد.

اما همزمان به روانشناسی، هنر و برنامه نویسی نیز فکر می کند.

او درباره هر کدام تحقیق می کند، با افراد مختلف صحبت می کند و تلاش می کند توانایی ها و علاقه های خودش را بهتر بشناسد.

اما هنوز تصمیم قطعی نگرفته است.

این وضعیت نمونه ای از تعلیق هویت است.


آیا تعلیق هویت مشکل روانی است؟

لزوما نه.

برعکس، در بسیاری از موارد، کاوش می تواند بخش مهمی از فرایند رشد هویت باشد.

نوجوان برای اینکه به انتخابی آگاهانه برسد، نیاز دارد گزینه ها را بررسی کند.

بنابراین نباید نوجوانی را که هنوز تصمیم قطعی درباره آینده خود نگرفته، لزوما بی هدف یا مشکل دار بدانیم.

گاهی ندانستن موقت بخشی از مسیر رسیدن به یک تصمیم آگاهانه است.


خطر احتمالی در تعلیق هویت

البته اگر کاوش برای مدت طولانی بدون پیشرفت ادامه پیدا کند، ممکن است برای فرد خسته کننده شود.

مثلا نوجوان ممکن است:

هر هفته یک هدف جدید انتخاب کند.

هر چند روز یک رشته تحصیلی جدید را انتخاب کند.

دائما نظر خود را عوض کند.

از تصمیم گرفتن بترسد.

از اشتباه کردن نگران باشد.

در چنین شرایطی باید بررسی کرد که آیا مشکل اصلی صرفا فرایند طبیعی کاوش است یا اضطراب، کمال گرایی، ترس از شکست یا فشار خانوادگی نیز در تصمیم گیری او نقش دارند.


۴. دستیابی به هویت

در چهارمین وضعیت، فرد هم کاوش داشته و هم به تعهد رسیده است.

یعنی فرد گزینه های مختلف را بررسی کرده، درباره آنها فکر کرده و در نهایت انتخاب هایی را که با ارزش ها و اهداف شخصی اش سازگارتر هستند، پذیرفته است.

برای مثال نوجوانی را در نظر بگیرید که ابتدا به چند رشته مختلف علاقه داشته است.

او درباره رشته ها تحقیق کرده، توانایی ها و علایق خود را بررسی کرده، با افراد متخصص صحبت کرده و پس از این فرایند تصمیم گرفته است مسیر مشخصی را دنبال کند.

در این وضعیت، تعهد حاصل یک فرایند کاوش است.


دستیابی به هویت یعنی نوجوان همه جواب ها را پیدا کرده است؟

خیر.

هویت یک موضوع ثابت و یک بار برای همیشه نیست.

فرد ممکن است در دوره نوجوانی به یک انتخاب برسد و بعدها با تغییر شرایط زندگی، دوباره برخی از انتخاب های خود را بررسی کند.

برای مثال ممکن است فردی در ۱۸ سالگی تصور کند شغل خاصی برای او مناسب است، اما چند سال بعد متوجه شود علاقه یا اهدافش تغییر کرده است.

بازنگری در انتخاب ها لزوما به معنای شکست هویتی نیست.

انسان در طول زندگی می تواند درباره هویت خود دوباره فکر کند.


دو مفهوم کلیدی در نظریه مارسیا

برای فهم مدل مارسیا باید دو مفهوم را به خوبی بشناسیم:

کاوش

کاوش یعنی فرد گزینه های مختلف را بررسی کند.

کاوش می تواند درباره موضوعات مختلف باشد:

  • شغل

  • تحصیل

  • ارزش ها

  • باورها

  • روابط

  • سبک زندگی

  • اهداف آینده

  • نقش های اجتماعی

کاوش می تواند با سوال پرسیدن، تجربه کردن، مطالعه، گفت و گو و فکر کردن همراه باشد.

تعهد

تعهد یعنی فرد بعد از بررسی گزینه ها، نسبت به برخی انتخاب ها موضع نسبتا مشخصی پیدا کند و برای آنها مسئولیت بپذیرد.

تعهد می تواند در حوزه های مختلف شکل بگیرد.

بنابراین ممکن است فرد در حوزه شغلی تعهد بالایی داشته باشد اما در حوزه روابط هنوز در حال کاوش باشد.


آیا یک فرد می تواند همزمان در چهار وضعیت باشد؟

اگر منظور چهار وضعیت در یک حوزه مشخص باشد، مدل مارسیا آنها را به عنوان چهار ترکیب از کاوش و تعهد تعریف می کند.

اما در زندگی واقعی، هویت یک موضوع تک بعدی نیست.

فرد ممکن است در حوزه شغلی به تعهد رسیده باشد، اما در حوزه روابط عاطفی هنوز در حال کاوش باشد.

همچنین ممکن است وضعیت فرد در طول زمان تغییر کند.

برای مثال:

پراکندگی هویت ← تعلیق ← دستیابی به هویت

اما این مسیر برای همه افراد یکسان نیست.

فرد ممکن است در یک حوزه به هویت زودرس برسد، در حوزه دیگری در حال کاوش باشد و بعدها دوباره تصمیم های خود را بازنگری کند.


ارتباط نظریه مارسیا با اریکسون

مدل مارسیا از نظریه اریک اریکسون درباره بحران هویت الهام گرفته است.

اریکسون نوجوانی را دوره مهمی برای حل تعارض میان هویت و سردرگمی نقش می دانست.

مارسیا تلاش کرد این ایده را دقیق تر عملیاتی کند و بررسی کند که نوجوان در فرایند شکل گیری هویت تا چه اندازه درگیر کاوش و تعهد است.

بنابراین مدل مارسیا را می توان یکی از گسترش های مهم نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون دانست.


نقش خانواده در شکل گیری هویت

خانواده نقش مهمی در شکل گیری هویت نوجوان دارد.

اما نقش خانواده نباید با کنترل کامل اشتباه گرفته شود.

خانواده می تواند:

  • فرصت گفت و گو فراهم کند.

  • نوجوان را با گزینه های مختلف آشنا کند.

  • درباره پیامد انتخاب ها صحبت کند.

  • به سوال های نوجوان پاسخ دهد.

  • از تجربه کردن مسئولانه حمایت کند.

  • مرزهای ایمنی را مشخص کند.

در مقابل، فشار شدید برای انتخاب یک مسیر خاص ممکن است فرایند کاوش را محدود کند.


فشار والدین و هویت زودرس

یکی از شرایطی که ممکن است با هویت زودرس ارتباط داشته باشد، فشار زیاد برای پذیرش انتخاب های والدین است.

برای مثال:

«تو باید پزشک شوی.»

«تو باید مثل پدرت این شغل را انتخاب کنی.»

«در خانواده ما همه همین رشته را می خوانند.»

«این رشته برای تو بهتر است و اصلا درباره چیز دیگری فکر نکن.»

چنین پیام هایی ممکن است فرصت بررسی گزینه های مختلف را کاهش دهند.

البته راهنمایی والدین به خودی خود مشکل نیست.

تفاوت اصلی در این است که آیا نوجوان فرصت دارد در نهایت درباره انتخاب خود فکر و تصمیم گیری کند یا خیر.


نقش مدرسه در شکل گیری هویت

مدرسه نیز می تواند محیط مهمی برای کاوش هویتی باشد.

آشنایی با رشته های مختلف، فعالیت های هنری و ورزشی، کار گروهی، مشاوره تحصیلی و فرصت تجربه کردن فعالیت های مختلف می توانند به نوجوان کمک کنند علایق و توانایی های خود را بهتر بشناسد.

بنابراین آموزش صرفا نباید بر انتقال اطلاعات درسی متمرکز باشد.

نوجوان باید فرصت شناخت خودش و کشف مسیرهای مختلف را نیز داشته باشد.


هویت و گروه دوستان

همسالان نیز در دوره نوجوانی اهمیت زیادی پیدا می کنند.

نوجوان از طریق روابط دوستانه می تواند درباره:

  • ارزش ها

  • علایق

  • سبک زندگی

  • روابط

  • نقش اجتماعی

  • آینده

تجربه کسب کند.

البته تاثیر گروه همسالان می تواند مثبت یا منفی باشد.

متخصص باید بررسی کند که نوجوان چگونه تحت تاثیر گروه قرار می گیرد و آیا می تواند در کنار تعلق به گروه، استقلال فکری خود را نیز حفظ کند.


آیا تغییر ظاهر نوجوان نشانه بحران هویت است؟

لزومی ندارد.

تغییر لباس، مدل مو، موسیقی مورد علاقه یا سبک ارتباطی می تواند بخشی از فرایند آزمایش هویت باشد.

نوجوان ممکن است بخواهد سبک های مختلف را امتحان کند تا ببیند کدام یک بیشتر با احساس او نسبت به خودش هماهنگ است.

این رفتار به خودی خود نشانه اختلال روانی نیست.

باید شدت، زمینه و پیامد رفتار بررسی شود.


نقش روانشناس در ارزیابی هویت نوجوان

روانشناس نباید صرفا بر اساس ظاهر یا چند رفتار نوجوان درباره وضعیت هویتی او قضاوت کند.

ارزیابی باید شامل گفت و گو درباره موضوعاتی مانند:

  • اهداف آینده

  • ارزش ها

  • علایق

  • روابط

  • انتخاب تحصیلی

  • انتخاب شغلی

  • باورهای شخصی

  • فشار خانواده

  • گروه دوستان

  • تجربه های مهم زندگی

  • میزان استقلال در تصمیم گیری

باشد.

هدف، شناخت فرایند شکل گیری هویت است، نه پیدا کردن یک برچسب سریع.


یک نکته مهم برای متخصصان

مدل مارسیا ابزار مفهومی بسیار مهمی برای فهم رشد هویت است، اما نباید آن را به صورت یک آزمون ساده برای تشخیص اختلال روانی استفاده کرد.

«هویت زودرس»، «تعلیق» یا «پراکندگی» به خودی خود تشخیص روانپزشکی نیستند.

همچنین قرار گرفتن فرد در یک وضعیت هویتی لزوما به معنای نیاز به درمان نیست.

اگر نوجوان در حوزه ای از زندگی هنوز در حال کاوش است، ممکن است این موضوع بخشی از رشد طبیعی او باشد.

مداخله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که مشکلات هویتی با ناراحتی قابل توجه، اختلال در عملکرد، تعارض شدید، اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات بالینی همراه شوند.


چگونه به نوجوان برای شکل گیری هویت سالم کمک کنیم؟

چند اصل کاربردی می تواند برای والدین و متخصصان مفید باشد:

اجازه سوال پرسیدن بدهید

نوجوان باید بتواند درباره ارزش ها، شغل، آینده و حتی برخی باورهای خانواده سوال کند.

به جای دستور، گفت و گو کنید

گفت و گو فرصت تفکر ایجاد می کند.

انتخاب های مختلف را معرفی کنید

نوجوان برای تصمیم گیری آگاهانه به اطلاعات نیاز دارد.

مسئولیت را به تدریج افزایش دهید

تصمیم گیری مانند یک مهارت است و با تجربه بهتر می شود.

اشتباه کردن را فاجعه ندانید

نوجوان باید بتواند از تصمیم های خود یاد بگیرد.

هویت نوجوان را با موفقیت تحصیلی یکی ندانید

نمره و رشته تحصیلی فقط بخشی از هویت فرد هستند.

نوجوان را با دیگران مقایسه نکنید

مقایسه می تواند فشار زیادی ایجاد کند و فرصت شناخت خود را کاهش دهد.

به او فرصت تجربه بدهید

فعالیت های مختلف می توانند به نوجوان کمک کنند علایق و توانایی های خود را کشف کند.


جمع بندی

مدل مارسیا یکی از مدل های مهم برای فهم شکل گیری هویت در دوره نوجوانی است.

مارسیا با استفاده از دو مفهوم اصلی کاوش و تعهد، چهار وضعیت هویتی را معرفی کرد:

پراکندگی هویت: کاوش پایین و تعهد پایین.

هویت زودرس: کاوش پایین و تعهد بالا.

تعلیق هویت: کاوش بالا و تعهد پایین.

دستیابی به هویت: کاوش بالا و تعهد بالا.

این وضعیت ها را نباید به عنوان برچسب های دائمی شخصیت در نظر گرفت. هویت می تواند در حوزه های مختلف زندگی متفاوت باشد و در طول زمان نیز تغییر کند.

نوجوان برای شکل دادن به هویت خود به فرصت کاوش، اطلاعات، تجربه، گفت و گو و در عین حال حمایت نیاز دارد.

نقش والد و روانشناس این نیست که هویت مشخصی را به نوجوان تحمیل کنند؛ بلکه باید به او کمک کنند خودش را بهتر بشناسد، گزینه های مختلف را بررسی کند و بتواند انتخاب های آگاهانه تری داشته باشد.

برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزش‌های تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید