
رشد نوجوانان از دید وینیکات؛ نوجوانی از نگاه روانکاوی و روابط ابژه
نوجوانی یکی از مهم ترین دوره های تحول روانی انسان است؛ دوره ای که کودک به تدریج از وابستگی دوران کودکی فاصله می گیرد و به سمت استقلال، هویت شخصی و شکل دادن به روابط بالغ تر حرکت می کند.
در این دوره، تغییرات جسمانی بلوغ با تحولات عاطفی، شناختی و اجتماعی همراه می شوند. نوجوان ممکن است در یک موقعیت به شدت به والدین خود نیاز داشته باشد و چند ساعت بعد به دنبال فاصله گرفتن از آنها باشد. ممکن است یک روز احساس کند کاملا مستقل شده است و روز دیگر دوباره به حمایت خانواده احتیاج پیدا کند.
از دید روانکاوی، این نوسان ها لزوما نشانه مشکل روانی نیستند.
دونالد وینیکات، روانکاو برجسته بریتانیایی، نوجوانی را دوره ای مهم برای رشد شخصیت و حرکت تدریجی از وابستگی به استقلال می دانست. در نگاه وینیکات، نوجوان برای رسیدن به استقلال واقعی، همچنان به یک محیط نسبتا امن و قابل اعتماد نیاز دارد.
این دیدگاه برای روانشناسانی که با نوجوانان و خانواده های آنها کار می کنند اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می دهد که استقلال نوجوان به معنای حذف والدین نیست؛ بلکه استقلال سالم معمولا در بستر یک رابطه امن شکل می گیرد.
وینیکات چه نگاهی به نوجوانی داشت؟
وینیکات معتقد بود رشد انسان یک فرایند تدریجی است.
نوزاد ابتدا به مراقبت بسیار زیادی نیاز دارد. سپس با رشد ظرفیت های روانی و جسمی، به تدریج توانایی بیشتری برای تحمل جدایی، ایجاد رابطه با دیگران و تجربه استقلال پیدا می کند.
نوجوانی نیز یکی از مراحل مهم همین حرکت است.
نوجوان دیگر کودک نیست، اما هنوز به طور کامل به استقلال بزرگسالی نرسیده است.
به همین دلیل ممکن است رفتار او از بیرون متناقض به نظر برسد.
نوجوان می تواند همزمان:
استقلال بخواهد و به والدین نیاز داشته باشد.
از خانواده فاصله بگیرد و همچنان به تایید آنها اهمیت بدهد.
درباره آینده خود تصمیم بگیرد و در تصمیم های دیگر به شدت تحت تاثیر دیگران قرار بگیرد.
نسبت به قوانین اعتراض کند و در موقعیت های دیگر به حمایت والدین نیاز داشته باشد.
احساس کند همه چیز را می داند و در عین حال در برابر برخی موقعیت های پیچیده آسیب پذیر باشد.
از دید وینیکات، این تناقض ها را باید در چارچوب فرایند رشد بررسی کرد.
نوجوانی؛ دوره بین کودکی و بزرگسالی
نوجوانی یک مرحله گذار است.
نوجوان از یک طرف بخشی از ویژگی های دوران کودکی را پشت سر گذاشته و از طرف دیگر هنوز تمام امکانات روانی و اجتماعی یک بزرگسال را در اختیار ندارد.
این وضعیت می تواند باعث ایجاد تعارض های مختلف شود.
نوجوان می خواهد دیگران او را جدی بگیرند.
می خواهد نظر خودش را داشته باشد.
می خواهد درباره لباس، دوستان، فعالیت ها و آینده اش تصمیم بگیرد.
اما همزمان ممکن است هنوز برای تنظیم هیجان، حل مسئله، مدیریت تعارض و تصمیم گیری به حمایت بزرگسالان نیاز داشته باشد.
به همین دلیل یکی از وظایف مهم والدین در این دوره، پیدا کردن تعادل میان حمایت و استقلال است.
مفهوم استقلال در نگاه وینیکات
استقلال به معنای این نیست که نوجوان دیگر به هیچ کس احتیاج نداشته باشد.
این برداشت از استقلال می تواند مشکل ساز باشد.
انسان سالم در بزرگسالی نیز به روابط، حمایت اجتماعی و ارتباط عاطفی نیاز دارد.
بنابراین استقلال روانی بیشتر به این معناست که فرد بتواند:
نظر شخصی داشته باشد.
تصمیم بگیرد.
مسئولیت انتخاب های خود را بپذیرد.
هویت شخصی خود را شکل دهد.
بدون وابستگی کامل به تایید دیگران عمل کند.
در عین حال بتواند رابطه سالم با دیگران برقرار کند.
در این نگاه، هدف رشد نوجوان تبدیل شدن به فردی منزوی نیست.
هدف، رسیدن به نوعی استقلال همراه با توانایی برقراری ارتباط است.
چرا نوجوان با والدین خود مخالفت می کند؟
یکی از شکایت های رایج والدین این است:
«بچه من قبلا حرف گوش می کرد، اما حالا با همه چیز مخالفت می کند.»
بخشی از این مخالفت ها می تواند با تلاش نوجوان برای ایجاد هویت مستقل ارتباط داشته باشد.
نوجوان می خواهد بفهمد:
من چه کسی هستم؟
چه چیزهایی را قبول دارم؟
چه چیزهایی را قبول ندارم؟
چه ارزش هایی برای من مهم هستند؟
آیا باید مثل خانواده ام فکر کنم؟
آیا می توانم مسیر متفاوتی انتخاب کنم؟
این پرسش ها بخشی از فرایند شکل گیری هویت هستند.
البته این به معنای آن نیست که هر نوع مخالفت نوجوان طبیعی و قابل قبول است.
رفتارهایی مانند خشونت شدید، تخریب اموال، مصرف مواد، رفتارهای بسیار پرخطر یا افت جدی عملکرد نیازمند بررسی تخصصی هستند.
اما صرف مخالفت با والدین را نباید به سرعت نشانه اختلال دانست.
نوجوان به چه نوع والدینی نیاز دارد؟
از دیدگاه وینیکات، محیط مناسب برای رشد محیطی است که هم امنیت ایجاد کند و هم اجازه رشد بدهد.
اگر والدین بیش از حد کنترل کنند، نوجوان ممکن است احساس خفگی و ناتوانی کند.
اگر والدین نیز کاملا کنار بکشند و هیچ نظارت و حمایتی نداشته باشند، ممکن است نوجوان در موقعیت هایی قرار بگیرد که هنوز برای مدیریت آنها آمادگی کافی ندارد.
بنابراین والدگری در نوجوانی نیازمند تعادل است.
والد باید بتواند بگوید:
«من به تو اجازه می دهم رشد کنی، اما هنوز مسئولیت مراقبت و حمایت از تو را رها نکرده ام.»
تفاوت استقلال با رها کردن نوجوان
گاهی والدین تصور می کنند:
«حالا که نوجوان شده، خودش باید همه چیز را حل کند.»
این رویکرد با استقلال سالم متفاوت است.
استقلال به معنای حذف ناگهانی حمایت نیست.
نوجوان به تدریج باید مسئولیت بیشتری دریافت کند.
برای مثال ممکن است در کودکی والد برای انتخاب لباس تصمیم بگیرد، اما در نوجوانی انتخاب لباس به خود نوجوان واگذار شود؛ در عین حال والد همچنان درباره شرایط کلی، قوانین خانواده و مسائل ایمنی نقش خود را حفظ کند.
این انتقال تدریجی مسئولیت، فرصت یادگیری ایجاد می کند.
محیط امن چیست؟
در نظریه وینیکات، مفهوم محیط یا فضای نگهدارنده اهمیت زیادی دارد.
در دوران نوجوانی نیز نوجوان به محیطی نیاز دارد که در آن بتواند تجربه کند، اشتباه کند، فکر خود را تغییر دهد و درباره مسائل مختلف صحبت کند.
محیط امن به معنای محیط بدون قانون نیست.
بلکه محیطی است که در آن:
قوانین مشخص هستند.
واکنش والدین قابل پیش بینی است.
نوجوان تحقیر نمی شود.
اشتباه کردن مساوی با بی ارزش بودن نیست.
گفت و گو امکان پذیر است.
والد در شرایط دشوار حضور خود را حفظ می کند.
چنین محیطی می تواند به نوجوان اجازه دهد استقلال را تمرین کند.
نوجوان و نیاز به حریم شخصی
با افزایش سن، نیاز نوجوان به حریم شخصی نیز بیشتر می شود.
والد ممکن است از روی نگرانی بخواهد همه پیام ها، مکالمات و فعالیت های نوجوان را کنترل کند.
اما کنترل دائمی می تواند رابطه را تحت فشار قرار دهد.
از طرف دیگر، حریم شخصی نیز نباید به معنای نبود هیچ نظارتی باشد.
به خصوص در مورد موضوعاتی مانند خطر خودکشی، سوء استفاده، مواد، رفتارهای جنسی پرخطر یا خطر جدی از طرف دیگران، والدین و متخصصان باید مسئله ایمنی را جدی بگیرند.
بنابراین حریم شخصی باید متناسب با سن، سطح مسئولیت پذیری و میزان خطر تنظیم شود.
نوجوانی و شکل گیری هویت
یکی از مهم ترین وظایف رشدی نوجوان، شکل دادن به هویت است.
نوجوان شروع می کند درباره ارزش ها، اهداف، روابط، علایق و جایگاه خود در جامعه فکر کند.
این فرایند می تواند با آزمون و خطا همراه باشد.
ممکن است نوجوان مدتی به یک سبک خاص علاقه مند شود و بعد نظرش تغییر کند.
ممکن است مدتی بخواهد شغلی خاص انتخاب کند و بعد مسیر دیگری را انتخاب کند.
ممکن است ارزش هایی را که در کودکی از خانواده گرفته بود، دوباره بررسی کند.
این تغییرات لزوما نشانه بی ثباتی شخصیت نیستند.
بخشی از آنها می توانند حاصل فرایند طبیعی جستجوی هویت باشند.
نقش گروه همسالان
در نوجوانی، دوستان و گروه همسالان اهمیت بیشتری پیدا می کنند.
نوجوان می خواهد در جمع پذیرفته شود و احساس کند به گروهی تعلق دارد.
به همین دلیل نظر دوستان می تواند تاثیر زیادی بر رفتار او داشته باشد.
این تاثیر همیشه منفی نیست.
گروه همسالان می تواند:
مهارت اجتماعی را تقویت کند.
احساس تعلق ایجاد کند.
فرصت همکاری ایجاد کند.
استقلال را تمرین دهد.
حمایت عاطفی فراهم کند.
اما در برخی شرایط نیز می تواند نوجوان را به سمت رفتارهای پرخطر سوق دهد.
به همین دلیل شناخت دوستان و محیط اجتماعی نوجوان اهمیت دارد.
چرا نوجوان گاهی رفتارهای متناقض دارد؟
رفتار متناقض یکی از ویژگی هایی است که والدین ممکن است در نوجوانی مشاهده کنند.
نوجوان ممکن است در یک روز:
صبح با والد خود صمیمی باشد.
ظهر با او بحث کند.
عصر از او کمک بخواهد.
شب دوباره از دخالت والد ناراحت شود.
این نوسان ها می توانند بخشی از تلاش نوجوان برای تنظیم رابطه میان وابستگی و استقلال باشند.
البته اگر نوسان های شدید خلقی، افت عملکرد یا علائم قابل توجه روانشناختی وجود داشته باشد، باید ارزیابی تخصصی انجام شود.
والد چگونه با مخالفت نوجوان برخورد کند؟
یکی از روش های موثر، جدا کردن «رفتار» از «هویت» نوجوان است.
به جای اینکه والد بگوید:
«تو همیشه مشکل درست می کنی.»
بهتر است درباره رفتار مشخص صحبت کند:
«این کاری که انجام دادی برای ما قابل قبول نیست، بیا درباره راه دیگری صحبت کنیم.»
در این حالت، نوجوان احساس نمی کند که کل شخصیت او مورد حمله قرار گرفته است.
همچنین بهتر است والد در موقعیت های تعارض:
کوتاه و روشن صحبت کند.
از تحقیر استفاده نکند.
تهدیدهای غیرضروری نکند.
قوانین را از قبل مشخص کند.
پیامدهای رفتار را قابل پیش بینی نگه دارد.
در زمان آرامش درباره مسائل مهم صحبت کند.
آیا باید با نوجوان مثل یک بزرگسال رفتار کنیم؟
نه کاملا.
نوجوان در مسیر بزرگسالی است، اما هنوز در حال رشد است.
بنابراین باید به تدریج مسئولیت بیشتری دریافت کند، اما همچنان به حمایت، آموزش و نظارت مناسب نیاز دارد.
یکی از خطاهای رایج این است که والد از نوجوان انتظار دارد مانند یک فرد کاملا بالغ تصمیم بگیرد، در حالی که هنوز فرصت کافی برای تجربه و یادگیری نداشته است.
خطای دیگر نیز این است که والد تمام تصمیم های نوجوان را خودش بگیرد و اجازه تجربه استقلال ندهد.
رویکرد مناسب معمولا بین این دو قرار دارد.
نقش روانشناس در کار با نوجوان
روانشناس نوجوان باید رفتار نوجوان را در بستر رشد بررسی کند.
قبل از اینکه یک رفتار به عنوان مشکل یا اختلال در نظر گرفته شود، باید پرسید:
این رفتار با سن نوجوان متناسب است؟
از چه زمانی شروع شده؟
شدت آن چقدر است؟
آیا در خانه و مدرسه نیز دیده می شود؟
آیا عملکرد تحصیلی، اجتماعی یا خانوادگی را مختل کرده است؟
آیا خطر جدی وجود دارد؟
آیا تعارض صرفا با والدین است یا در سایر روابط نیز وجود دارد؟
آیا علائم افسردگی، اضطراب، اختلال خوردن، مصرف مواد یا سایر مشکلات روانشناختی وجود دارد؟
این ارزیابی از برچسب زدن سریع به نوجوان جلوگیری می کند.
وینیکات و مفهوم «خود واقعی»
یکی از مفاهیم مهم در نظریه وینیکات، تمایز میان خود واقعی و خود کاذب است.
در فرایند رشد، فرد نیاز دارد بتواند تجربه ها، علایق و احساسات واقعی خود را بشناسد و آنها را در رابطه با محیط تجربه کند.
اگر محیط به شکل افراطی نوجوان را مجبور کند که فقط مطابق انتظارات دیگران رفتار کند، ممکن است نوجوان بیش از حد به رضایت دیگران وابسته شود.
در نتیجه، یکی از اهداف مهم کار روانشناختی می تواند کمک به نوجوان برای شناخت احساسات، نیازها، ارزش ها و انتخاب های شخصی خودش باشد.
البته این مفهوم را نباید به شکل ساده و تشخیصی به کار برد و هر نوجوانی که با والدین اختلاف دارد را دارای «خود کاذب» دانست.
نوجوان سالم از دید روانشناسی چه ویژگی هایی دارد؟
نوجوان سالم لزوما نوجوانی نیست که همیشه آرام باشد، هیچ مخالفتی نکند و همیشه مطابق خواسته والدین رفتار کند.
بلکه می توان انتظار داشت که به تدریج:
هویت شخصی خود را توسعه دهد.
مسئولیت بیشتری بپذیرد.
توانایی تصمیم گیری خود را افزایش دهد.
روابط اجتماعی مناسب ایجاد کند.
بتواند درباره احساسات خود صحبت کند.
اشتباه کند و از تجربه های خود یاد بگیرد.
به تدریج استقلال بیشتری پیدا کند.
در عین استقلال، توانایی دریافت کمک را نیز داشته باشد.
بنابراین هدف رشد، تبدیل نوجوان به فردی کاملا مستقل و بی نیاز از دیگران نیست.
هدف، رسیدن به استقلال همراه با ظرفیت رابطه سالم است.
چه زمانی باید نگران رفتار نوجوان شویم؟
همه تعارض های نوجوانی نیازمند درمان نیستند.
اما برخی نشانه ها اهمیت بیشتری دارند، مانند:
افت شدید و ناگهانی تحصیلی
انزوای شدید اجتماعی
تغییر قابل توجه در خواب یا اشتها
کاهش شدید علاقه به فعالیت های قبلی
علائم پایدار افسردگی
اضطراب شدید
رفتارهای پرخطر
مصرف مواد
خودآسیب رسانی
صحبت درباره مرگ یا خودکشی
اختلال شدید در روابط خانوادگی
تغییرات رفتاری بسیار شدید و مداوم
در چنین شرایطی بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.
جمع بندی
از دید وینیکات، نوجوانی فقط مرحله ای از تغییرات جسمی نیست؛ بلکه دوره ای مهم برای حرکت تدریجی از وابستگی به سمت استقلال و شکل گیری هویت است.
نوجوان در این مسیر به فضای کافی برای تجربه استقلال نیاز دارد، اما این استقلال زمانی بهتر شکل می گیرد که در کنار یک محیط امن و حمایتگر باشد.
والدین نباید استقلال نوجوان را با رها کردن او اشتباه بگیرند و از طرف دیگر نباید با کنترل افراطی، فرصت تجربه و رشد را از او بگیرند.
نوجوان ممکن است مخالفت کند، فاصله بگیرد، نظرش را تغییر دهد و حتی گاهی رفتارهای متناقض نشان دهد. بسیاری از این رفتارها باید ابتدا در چارچوب رشد بررسی شوند و تنها در صورت وجود شدت، تداوم، اختلال در عملکرد یا سایر نشانه های بالینی، نیاز به ارزیابی تخصصی مطرح می شود.
برای روانشناس، نگاه به نوجوان فقط به عنوان «کودک مشکل دار» می تواند مانع فهم فرایند رشد او شود.
نوجوان در حال ساختن هویت، تمرین استقلال و یادگیری رابطه با دنیای بزرگسالی است.
بنابراین یکی از مهم ترین وظایف متخصص این است که همزمان نیاز نوجوان به استقلال و نیاز او به امنیت و رابطه را ببیند.
برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزشهای تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!











