
عشق و رابطه در افراد خودشیفته
وقتی درباره رابطه عاطفی با یک فرد خودشیفته صحبت می کنیم، معمولا تصویری ساده در ذهن شکل می گیرد: فردی که فقط خودش را دوست دارد و به دیگران اهمیتی نمی دهد. اما از نظر روانشناختی، موضوع بسیار پیچیده تر از این است.
نارسیسیسم یا خودشیفتگی می تواند در درجات مختلف وجود داشته باشد و داشتن بعضی ویژگی های خودشیفتگی به معنای ابتلا به اختلال شخصیت نارسیستی نیست. در اختلال شخصیت نارسیستی، با یک الگوی پایدار و فراگیر از ویژگی هایی مانند احساس بزرگ منشی، نیاز شدید به تحسین، احساس استحقاق و مشکلات در همدلی مواجه هستیم که در روابط و عملکرد فرد اختلال ایجاد می کند.
به همین دلیل، برای فهم رابطه با فرد خودشیفته بهتر است به جای تمرکز روی برچسب، به الگوی واقعی رابطه توجه کنیم.
فرد خودشیفته چگونه عاشق می شود؟
افراد دارای ویژگی های نارسیسیستیک نیز می توانند احساس عشق، دلبستگی و علاقه را تجربه کنند. بنابراین این تصور که «فرد خودشیفته اصلا نمی تواند عاشق شود» از نظر علمی دقیق نیست.
مسئله این است که نحوه تجربه و ابراز صمیمیت ممکن است تحت تاثیر نیازهای شخصیتی فرد قرار بگیرد.
برای مثال، ممکن است فرد در ابتدای رابطه به شدت جذب طرف مقابل شود؛ نه فقط به دلیل ویژگی های واقعی او، بلکه به دلیل تصویری که از رابطه و شریک عاطفی در ذهن خود ساخته است.
در چنین شرایطی ممکن است رابطه خیلی سریع شدت پیدا کند.
توجه زیاد، تعریف و تمجید، تماس مداوم و صحبت درباره آینده می تواند باعث شود طرف مقابل احساس کند رابطه ای بسیار عمیق و استثنایی شکل گرفته است.
اما رابطه سالم معمولا با شناخت تدریجی شکل می گیرد.
وقتی تصویری ایده آل از شریک عاطفی جای شناخت واقعی را بگیرد، احتمال ناامیدی و تغییر نگرش نیز بیشتر می شود.
چرا شروع رابطه می تواند بسیار جذاب باشد؟
یکی از ویژگی هایی که در برخی افراد دارای نارسیسیسم دیده می شود، توانایی ایجاد تاثیر اولیه قوی است.
فرد ممکن است اعتماد به نفس بالا داشته باشد، خوب صحبت کند، جذاب به نظر برسد و در شروع رابطه توجه زیادی نشان دهد.
این ویژگی ها به خودی خود مشکل محسوب نمی شوند.
اعتماد به نفس، جذابیت اجتماعی و توانایی برقراری ارتباط، ویژگی های سالمی هستند.
مسئله زمانی ایجاد می شود که این ویژگی ها با احساس استحقاق، نیاز شدید به تحسین، بهره کشی از دیگران یا ناتوانی در پذیرش نیازهای طرف مقابل همراه شوند.
در چنین حالتی ممکن است رابطه بیشتر حول نیازهای یک نفر شکل بگیرد.
نیاز به تحسین در رابطه
یکی از ویژگی های مهم در اختلال شخصیت نارسیستی، نیاز شدید به تحسین و تایید است.
در یک رابطه سالم، دریافت محبت و تایید خوشایند است؛ اما هویت فرد کاملا به تایید شریک عاطفی وابسته نیست.
در مقابل، فردی که نیاز بسیار زیادی به تایید دارد ممکن است به شکل مداوم انتظار داشته باشد که شریکش به او توجه کند، از او تعریف کند یا برتری او را تایید کند.
اگر این تایید کاهش پیدا کند، ممکن است فرد احساس طرد شدن، بی ارزش شدن یا خشم کند.
در نتیجه یک اتفاق ساده مثل انتقاد هم می تواند به یک تعارض جدی تبدیل شود.
چرا انتقاد می تواند مشکل ساز شود؟
یکی از مسائل مهم در روابط با افراد دارای ویژگی های نارسیسیستیک، نحوه واکنش به انتقاد است.
در بعضی افراد، انتقاد می تواند احساس تهدید نسبت به ارزشمندی یا تصویر ذهنی آنها از خود ایجاد کند.
واکنش ممکن است شامل دفاع شدید، خشم، حمله متقابل، انکار یا تلاش برای بی اعتبار کردن طرف مقابل باشد.
البته هر کسی ممکن است در برابر انتقاد عصبانی شود.
تفاوت در شدت، تکرار، انعطاف پذیری و تاثیری است که این واکنش ها بر رابطه می گذارند.
بنابراین اگر همسر شما یک بار از انتقاد ناراحت شده است، این موضوع به تنهایی نشانه خودشیفتگی نیست.
رابطه ای که در آن همدلی کم است
همدلی یکی از پایه های رابطه سالم است.
همدلی یعنی فرد بتواند احساسات و نیازهای طرف مقابل را درک کند و آنها را جدی بگیرد، حتی اگر با آنها موافق نباشد.
در اختلال شخصیت نارسیستی، کمبود همدلی یکی از ویژگی های اصلی محسوب می شود.
این مسئله می تواند در رابطه به شکل هایی مانند بی اهمیت دانستن احساسات شریک، نادیده گرفتن نیازهای او یا توجه افراطی به خواسته های خود ظاهر شود.
برای مثال، ممکن است فرد هنگام ناراحتی همسرش به جای تلاش برای درک او، بلافاصله بحث را به خودش برگرداند:
«تو همیشه منو مقصر می کنی.»
«مشکل خودته که اینقدر حساسی.»
«من که کاری نکردم، خودت زیادی بزرگش می کنی.»
تکرار چنین الگویی می تواند باعث شود فرد به تدریج احساس کند در رابطه دیده نمی شود.
ایده آل سازی و بی ارزش سازی
یکی از الگوهایی که در ادبیات مربوط به نارسیسیسم پاتولوژیک مورد توجه قرار گرفته، تغییر بین ایده آل سازی و بی ارزش سازی است.
در مرحله ایده آل سازی، شریک عاطفی ممکن است بسیار خاص، جذاب و بی نقص دیده شود.
اما وقتی تصویر ایده آل فرد با واقعیت مواجه می شود یا نیازهای فرد نارسیسیستیک تامین نمی شود، ممکن است نگرش او نسبت به شریک تغییر کند.
فردی که زمانی «بهترین آدم دنیا» بود، ممکن است بعدها «خودخواه»، «بی ارزش» یا «مشکل ساز» معرفی شود.
این تغییر شدید در برداشت از شریک می تواند برای طرف مقابل بسیار گیج کننده باشد.
او ممکن است دائما تلاش کند به نسخه اولیه رابطه برگردد و به همین دلیل بیشتر از قبل برای جلب رضایت شریک تلاش کند.
آیا هر انتقادی از همسر، خودشیفتگی است؟
خیر.
این یکی از اشتباهات رایج در محتوای شبکه های اجتماعی است.
اگر همسرتان از رفتار شما ناراحت می شود، اگر گاهی خودش را در اولویت قرار می دهد یا اگر در یک دعوا رفتار نامناسبی داشته است، نمی توان نتیجه گرفت که اختلال شخصیت نارسیستی دارد.
تشخیص اختلال شخصیت بر اساس چند رفتار منفرد انجام نمی شود.
روانشناس یا روانپزشک باید الگوی طولانی مدت شخصیت، روابط، عملکرد فرد، انعطاف پذیری رفتار و زمینه های مختلف زندگی را بررسی کند.
حتی ممکن است رفتارهای مشابه به دلایل کاملا متفاوتی ایجاد شوند.
برای مثال، خشم شدید می تواند با مشکلات تنظیم هیجان، اضطراب، افسردگی، تجربه های آسیب زا یا مشکلات دیگری ارتباط داشته باشد.
رابطه با فرد خودشیفته چه تاثیری روی شریک او می گذارد؟
اگر رابطه به شکل مزمن با بی ارزش سازی، کنترل، تحقیر یا بی توجهی همراه باشد، ممکن است روی سلامت روان طرف مقابل تاثیر بگذارد.
فرد ممکن است به تدریج:
اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.
بیش از حد خودش را سرزنش کند.
دائما رفتار خود را بررسی کند.
از ناراحت کردن شریکش بترسد.
در تصمیم گیری دچار تردید شود.
احساس تنهایی کند.
اضطراب بیشتری تجربه کند.
برای جلوگیری از دعوا دائما کوتاه بیاید.
گاهی فرد حتی بعد از مدتی نمی داند مشکل دقیقا چیست.
فقط می داند که در رابطه احساس آرامش ندارد.
این احساس را باید جدی گرفت، اما باز هم نباید بدون ارزیابی حرفه ای علت آن را فقط به خودشیفتگی شریک نسبت داد.
آیا می توان با فرد خودشیفته رابطه سالم داشت؟
پاسخ به این سوال به شدت و نوع ویژگی های فرد، میزان بینش او، انگیزه برای تغییر و الگوی واقعی رابطه بستگی دارد.
وجود ویژگی های نارسیسیستیک به خودی خود به این معنا نیست که رابطه حتما شکست می خورد.
اما اگر فرد مشکلات جدی در همدلی، پذیرش مسئولیت، تنظیم خشم، احترام به مرزها و حفظ رابطه متقابل داشته باشد و حاضر به بررسی و اصلاح آنها نباشد، رابطه می تواند بسیار دشوار شود.
یکی از مهم ترین عوامل، توانایی فرد برای پذیرفتن مسئولیت رفتار خودش است.
تغییر واقعی معمولا با این جمله آغاز می شود:
«ممکنه من هم در این رابطه اشتباهاتی داشته باشم.»
نه اینکه همیشه:
«تمام مشکلات تقصیر توست.»
مرزهای سالم در رابطه
اگر با فردی دارای ویژگی های نارسیسیستیک در رابطه هستید، مرزبندی اهمیت زیادی دارد.
مرز سالم یعنی مشخص کنید:
چه رفتاری برای شما قابل قبول است.
چه رفتاری قابل قبول نیست.
در چه شرایطی حاضر به ادامه گفت و گو هستید.
چه زمانی نیاز به فاصله گرفتن دارید.
و اگر مرز شما رعایت نشد، چه اقدامی انجام خواهید داد.
مرز سالم تهدید نیست.
مثلا به جای اینکه بگویید:
«اگر دوباره این کار رو بکنی، نابودت می کنم.»
می توانید مشخص کنید:
«اگر گفت و گو با توهین ادامه پیدا کند، من بحث را متوقف می کنم و زمانی که هر دو آرام شدیم دوباره صحبت می کنیم.»
این نوع مرزبندی، رفتار خود شما را مشخص می کند و تلاش نمی کند طرف مقابل را کنترل کند.
چرا بعضی افراد مدام تلاش می کنند فرد خودشیفته را تغییر دهند؟
وقتی رابطه در ابتدا بسیار خوب بوده باشد، فرد ممکن است تصور کند نسخه اولیه شریکش همان شخصیت واقعی اوست و رفتارهای فعلی فقط یک دوره موقت هستند.
به همین دلیل ممکن است دائما تلاش کند:
بیشتر محبت کند.
بیشتر کوتاه بیاید.
بیشتر توضیح دهد.
بیشتر تایید کند.
و بیشتر خودش را تغییر دهد.
اما یک اصل مهم وجود دارد:
شما نمی توانید شخصیت فرد دیگری را به جای او تغییر دهید.
تغییر پایدار زمانی امکان پذیر است که خود فرد مشکل را ببیند، مسئولیت آن را بپذیرد و برای اصلاح آن اقدام کند.
نقش روانشناس در رابطه با فرد خودشیفته
در چنین شرایطی، هدف روانشناس صرفا پیدا کردن یک برچسب برای شریک عاطفی نیست.
درمانگر می تواند به فرد کمک کند:
الگوی رابطه را شناسایی کند.
مرزهای سالم را بشناسد.
وابستگی عاطفی را بررسی کند.
عزت نفس خود را تقویت کند.
احساس گناه و مسئولیت افراطی را بررسی کند.
مهارت ارتباطی را افزایش دهد.
تصمیم های خود را آگاهانه تر بررسی کند.
نشانه های اضطراب یا افسردگی را ارزیابی کند.
در صورت وجود سوء استفاده، موضوع امنیت را جدی بگیرد.
در مواردی که هر دو نفر برای تغییر رابطه انگیزه دارند، زوج درمانی نیز می تواند مورد بررسی قرار گیرد.
اما اگر در رابطه خشونت، تهدید، اجبار یا ترس جدی وجود داشته باشد، ارزیابی امنیت باید در اولویت قرار گیرد.
خودشیفتگی یا سوء استفاده؟
این دو مفهوم را نباید یکی دانست.
ممکن است فردی رفتار سوء استفاده گرانه داشته باشد بدون اینکه اختلال شخصیت نارسیستی داشته باشد.
همچنین ممکن است فردی ویژگی های نارسیسیستیک داشته باشد اما هر رفتار او را نتوان سوء استفاده نامید.
بنابراین بهتر است به جای اینکه فقط بپرسیم:
«آیا همسر من خودشیفته است؟»
سوال های دقیق تری بپرسیم:
«آیا در رابطه به من احترام گذاشته می شود؟»
«آیا می توانم مخالفت کنم؟»
«آیا احساس امنیت دارم؟»
«آیا طرف مقابل مسئولیت رفتار خودش را می پذیرد؟»
«آیا مرزهای من رعایت می شوند؟»
«آیا مشکلات رابطه قابل گفت و گو و اصلاح هستند؟»
این سوال ها برای ارزیابی کیفیت رابطه بسیار کاربردی تر هستند.
اگر عاشق یک فرد خودشیفته شده ایم چه کنیم؟
اول، خودتان را سرزنش نکنید.
آدم ها معمولا با این تصور وارد یک رابطه نمی شوند که قرار است آسیب ببینند.
جذابیت اولیه، احساس عشق، نیاز به صمیمیت و امید به آینده می توانند تصمیم های انسان را تحت تاثیر قرار دهند.
دوم، رفتار را در طول زمان بررسی کنید.
نه فقط حرف ها را.
آیا وقتی اشتباه می کند عذرخواهی می کند؟
آیا رفتار خود را تغییر می دهد؟
آیا به احساسات شما توجه می کند؟
آیا می تواند مخالفت شما را تحمل کند؟
آیا به استقلال شما احترام می گذارد؟
آیا رابطه دو طرفه است؟
و سوم، اگر احساس می کنید رابطه روی سلامت روان شما تاثیر جدی گذاشته است، از یک متخصص کمک بگیرید.
مشاوره می تواند کمک کند بدون تصمیم گیری عجولانه، رابطه را دقیق تر بررسی کنید و نیازها و مرزهای خودتان را بهتر بشناسید.
جمع بندی
رابطه با فرد دارای ویژگی های نارسیسیستیک می تواند چالش های خاصی داشته باشد؛ به ویژه زمانی که نیاز شدید به تحسین، احساس استحقاق، کمبود همدلی، حساسیت به انتقاد و بی ارزش سازی دیگران در کنار هم قرار بگیرند.
اما نباید هر فرد خودمحور یا هر شریک عاطفی نامناسب را «خودشیفته» یا مبتلا به اختلال شخصیت نارسیستی بدانیم.
مهم تر از برچسب، الگوی واقعی رابطه است.
رابطه سالم بر پایه احترام، همدلی، مسئولیت پذیری، استقلال، مرزبندی و امکان گفت و گوی دو طرفه شکل می گیرد.
اگر در یک رابطه دائما احساس می کنید باید خودتان را کوچک کنید تا رابطه حفظ شود، یا اگر عزت نفس و آرامش شما به صورت مداوم آسیب می بیند، بررسی تخصصی رابطه می تواند به شما کمک کند تصویر روشن تری از شرایط داشته باشید.
برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزش های تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!











