
مهارت ارتباط با کودکان؛ چطور با کودکمان بهتر ارتباط برقرار کنیم؟
ارتباط با کودک فقط به این معنی نیست که با او صحبت کنیم یا از او بخواهیم حرفمان را گوش کند. ارتباط مؤثر با کودک یعنی بتوانیم دنیای او را بهتر بفهمیم، احساساتش را بشنویم، منظورمان را به زبان قابل فهم منتقل کنیم و به او کمک کنیم خودش نیز احساسات، نیازها و خواستههایش را به شکل مناسبی بیان کند.
بعضی والدین وقتی میگویند:
«بچهام اصلاً با من حرف نمیزنه.»
«هرچی بهش میگم گوش نمیده.»
«جلوی بقیه خجالتیه.»
«نمیتونه دوست پیدا کنه.»
«خیلی زود عصبانی میشه و نمیتونه توضیح بده چی شده.»
در واقع ممکن است با یک مشکل ارتباطی روبهرو باشند؛ اما این مشکل همیشه به معنای وجود یک اختلال در کودک نیست. گاهی شیوه ارتباط والدین، فضای خانواده، فرصتهایی که کودک برای صحبت کردن دارد یا حتی اضطراب و اعتمادبهنفس کودک میتواند روی کیفیت ارتباط او اثر بگذارد.
مهارت ارتباطی کودک نیز مانند بسیاری از مهارتهای دیگر قابل یادگیری و تقویت است.
مهارت ارتباطی کودک دقیقاً چیست؟
مهارت ارتباطی مجموعهای از تواناییهاست که به کودک کمک میکند با دیگران ارتباط برقرار کند و رابطه خود را حفظ کند.
این مهارت فقط «خوب حرف زدن» نیست.
کودکی که مهارت ارتباطی مناسبی دارد، بهتدریج یاد میگیرد:
به صحبت دیگران گوش کند.
منظور خود را بیان کند.
سؤال بپرسد.
پاسخ مناسب بدهد.
احساسات خود را توضیح دهد.
درخواست کمک کند.
در گفتوگو نوبت را رعایت کند.
مخالفت خود را بدون پرخاشگری بیان کند.
حرف دیگران را تا حد متناسب با سنش درک کند.
نشانههای غیرکلامی مانند حالت چهره و لحن را تشخیص دهد.
با دیگران وارد تعامل شود.
در صورت ایجاد اختلاف، برای حل مسئله تلاش کند.
بنابراین ممکن است کودکی دایره لغات خوبی داشته باشد، اما همچنان در برقراری ارتباط اجتماعی مشکل داشته باشد.
چرا مهارت ارتباط با کودکان اهمیت دارد؟
کودک از طریق ارتباط با والدین، خواهر و برادر، معلم و همسالان، بخش مهمی از مهارتهای اجتماعی خود را یاد میگیرد.
او فقط از آموزش مستقیم یاد نمیگیرد؛ بلکه نحوه رفتار بزرگسالان را نیز مشاهده و الگوبرداری میکند.
برای مثال، کودکی که میبیند والدین هنگام اختلاف با یکدیگر به حرف هم گوش میدهند، احتمالاً فرصت بیشتری برای یادگیری گفتوگوی سالم دارد.
در مقابل، اگر کودک مرتباً با فریاد، تحقیر، قطع کردن صحبت یا بیاعتنایی مواجه شود، ممکن است همین الگوها را در روابط خودش نیز تکرار کند.
تعامل با والدین همچنین فرصت مهمی برای کودک ایجاد میکند تا درباره تجربههای روزانه، احساسات و مشکلاتش صحبت کند. یونیسف نیز برای کودکان سن مدرسه بر اهمیت گفتوگو درباره مدرسه، دوستان، احساسات و مشکلات روزمره و ایجاد محیطی امن و قابل اعتماد تأکید میکند.
چرا بعضی کودکان خوب ارتباط برقرار نمیکنند؟
علت همیشه یکسان نیست.
برخی کودکان بهطور طبیعی محتاطتر یا کمحرفتر هستند. برخی دیگر ممکن است به دلیل اضطراب، اعتمادبهنفس پایین، تجربه طرد شدن از سوی همسالان یا مشکلات خانوادگی، کمتر وارد ارتباط شوند.
در بعضی موارد نیز مشکلات گفتاری یا زبانی، مشکلات شنوایی، اختلالات رشدی یا شرایطی مانند اختلال طیف اوتیسم میتوانند بر ارتباط کودک اثر بگذارند.
بنابراین نباید هر کودک کمحرف را «خجالتی» و هر کودک پرحرف را «اجتماعی» بدانیم.
باید به الگوی کلی ارتباط کودک توجه کرد.
اولین قدم برای ارتباط بهتر با کودک: واقعاً گوش بدهیم
یکی از مهمترین مهارتهایی که والدین باید یاد بگیرند، گوش دادن فعال است.
گوش دادن فعال یعنی وقتی کودک صحبت میکند، فقط منتظر نباشیم نوبت ما برسد که جواب بدهیم.
به او توجه کنیم.
مثلاً اگر کودک از مدرسه برگشته و میگوید:
«امروز دوستم با من بازی نکرد.»
به جای اینکه فوراً بگوییم:
«ولش کن، فردا با یکی دیگه بازی کن.»
میتوانیم بگوییم:
«به نظر میاد از این اتفاق ناراحت شدی. چی شد که باهات بازی نکرد؟»
این سؤال به کودک پیام میدهد که احساس او برای والد اهمیت دارد.
زیاد سؤال نپرسید؛ گفتوگو ایجاد کنید
گاهی والدین برای برقراری ارتباط با کودک پشت سر هم سؤال میپرسند:
«مدرسه چطور بود؟»
«چی کار کردی؟»
«معلم چی گفت؟»
«مشقت رو نوشتی؟»
«با کی بازی کردی؟»
این شیوه ممکن است برای کودک شبیه بازجویی شود.
بهتر است گاهی خودمان نیز چیزی از تجربه روزانهمان تعریف کنیم.
مثلاً:
«امروز من هم سر کار یک اتفاق جالب برام افتاد...»
وقتی والد بخشی از تجربه خودش را با کودک در میان میگذارد، گفتوگو حالت رفتوبرگشتی پیدا میکند.
هنگام صحبت با کودک، سطح خود را به سطح او نزدیک کنید
برای صحبت با کودک خردسال، ایستادن بالای سر او و صحبت کردن از فاصله زیاد همیشه بهترین روش نیست.
در بسیاری از موقعیتها بهتر است کنار کودک بنشینیم، تماس چشمی طبیعی داشته باشیم و با لحن آرام صحبت کنیم.
این کار میتواند به کودک کمک کند احساس کند واقعاً مورد توجه قرار گرفته است.
البته تماس چشمی نباید به اجبار تبدیل شود؛ بعضی کودکان هنگام صحبت کردن راحتترند که به جای نگاه مستقیم، هنگام بازی یا فعالیت صحبت کنند.
احساس کودک را قبل از حل مشکل بشناسید
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که خیلی سریع وارد مرحله «حل کردن مشکل» میشوند.
کودک:
«امروز دوستم بهم گفت باهات بازی نمیکنم.»
والد:
«خب تو هم با یکی دیگه بازی کن.»
اما کودک شاید در آن لحظه بیشتر از راهحل، نیاز داشته باشد احساسش شنیده شود.
میتوان گفت:
«این حرف احتمالاً ناراحتت کرده.»
بعد از اینکه کودک احساس کرد شنیده شده، میتوان درباره راهحل صحبت کرد.
همدلی به معنای تأیید همه رفتارهای کودک نیست.
میتوانیم احساس کودک را بپذیریم، بدون اینکه رفتار نامناسب او را تأیید کنیم.
به کودک اجازه دهید نظر خودش را بیان کند
کودکی که همیشه با جملههایی مانند:
«تو چیزی نمیفهمی.»
«بزرگترها بهتر میدونن.»
«فقط همونی که من میگم.»
مواجه میشود، فرصت کمی برای تمرین اظهار نظر پیدا میکند.
البته والد همچنان مسئول تعیین قوانین و محدودیتهای متناسب با سن کودک است.
اما در بسیاری از مسائل روزمره میتوان به کودک فرصت انتخاب و اظهار نظر داد.
مثلاً:
«برای اردو ترجیح میدی این لباس رو بپوشی یا اون یکی رو؟»
یا:
«به نظرت برای حل این مشکل چه کاری میتونیم انجام بدیم؟»
این تجربهها به کودک کمک میکنند یاد بگیرد نظر خود را بیان کند و در عین حال نظر دیگران را نیز بشنود.
به کودک یاد بدهید چگونه «نه» بگوید
ارتباط سالم فقط توانایی دوست پیدا کردن نیست.
کودک باید بتواند در موقعیت مناسب مخالفت کند.
مثلاً:
«من این بازی رو دوست ندارم.»
«لطفاً این کار رو با من نکن.»
«من نمیخوام.»
«الان دوست ندارم بازی کنم.»
این مهارت بعدها در روابط اجتماعی کودک اهمیت زیادی پیدا میکند.
کودک باید بداند که محترمانه مخالفت کردن، بیادبی نیست.
به کودک یاد بدهید چگونه درخواست کمک کند
بعضی کودکان وقتی با مشکلی روبهرو میشوند، سکوت میکنند.
ممکن است در مدرسه مورد تمسخر قرار گرفته باشند، چیزی را متوجه نشده باشند یا از رفتار فرد دیگری ناراحت شده باشند، اما ندانند چطور موضوع را مطرح کنند.
به کودک یاد بدهیم که درخواست کمک یک ضعف نیست.
جملههایی مثل:
«من این موضوع رو نمیفهمم، میشه کمکم کنی؟»
«من از این اتفاق ناراحت شدم.»
«نمیدونم باید چی کار کنم.»
«میخوام درباره یه چیزی باهات صحبت کنم.»
میتوانند از طریق بازی و نقشآفرینی تمرین شوند.
بازی یکی از بهترین روشهای تقویت ارتباط کودک است
برای بسیاری از کودکان، بازی زبان طبیعی ارتباط است.
والد میتواند با کودک بازی کند و در جریان بازی مهارتهایی مانند:
نوبت گرفتن
درخواست کردن
صبر کردن
همکاری
حل اختلاف
بیان احساس
مذاکره
گوش دادن
را تمرین کند.
برای مثال در یک بازی ساختنی میتوان گفت:
«تو اول انتخاب کن، بعد نوبت من.»
یا:
«هر دومون این قطعه رو میخوایم؛ به نظرت چطوری حلش کنیم؟»
این تمرینها بدون اینکه کودک احساس کند در کلاس آموزشی قرار گرفته، مهارتهای اجتماعی او را درگیر میکنند.
داستانگویی برای تقویت مهارت ارتباطی کودک
خواندن داستان فقط برای افزایش دایره لغات نیست.
والد میتواند بعد از داستان از کودک بپرسد:
«فکر میکنی شخصیت داستان چه احساسی داشت؟»
«اگر جای اون بودی چی کار میکردی؟»
«به نظرت چرا این اتفاق افتاد؟»
این نوع گفتوگو میتواند به تمرین زبان، درک احساسات، دیدگاهگیری و حل مسئله کمک کند.
البته لازم نیست بعد از هر داستان از کودک امتحان بگیریم!
هدف، ایجاد گفتوگوی طبیعی است.
اگر کودک خجالتی است، مجبورش نکنید
یکی از واکنشهای نامناسب این است که کودک خجالتی را جلوی دیگران مجبور به صحبت کنیم:
«برو سلام کن!»
«جواب بده!»
«چرا حرف نمیزنی؟»
«خجالت نکش دیگه!»
ممکن است کودک با این فشار بیشتر مضطرب شود.
بهتر است موقعیتهای ارتباطی را بهتدریج و با فشار کمتر فراهم کنیم.
مثلاً ابتدا ارتباط با یک فرد آشنا، سپس یک گروه کوچک و بعد موقعیتهای اجتماعی بزرگتر.
کودک را در مقابل دیگران تحقیر نکنید
اگر کودک در جمع اشتباه کرد، بهتر است برای اصلاح او از تحقیر استفاده نکنیم.
جملههایی مانند:
«ببینید بچه من حتی بلد نیست درست جواب بده.»
یا:
«این بچه اصلاً اجتماعی نیست.»
ممکن است به تصویر ذهنی کودک از خودش آسیب بزند.
اگر لازم است رفتاری اصلاح شود، بهتر است در فضایی امن و محترمانه با کودک درباره آن صحبت کنیم.
ارتباط خوب یعنی فقط حرف زدن نیست
ارتباط شامل پیامهای غیرکلامی نیز میشود.
کودک بهتدریج باید یاد بگیرد:
لحن صدا چه پیامی منتقل میکند.
حالت چهره دیگران ممکن است چه احساسی را نشان دهد.
چه زمانی بهتر است صحبت کند.
چه زمانی باید گوش بدهد.
فاصله مناسب با دیگران چقدر است.
چه زمانی شوخی مناسب نیست.
چگونه میتوان ناراحتی را بدون پرخاشگری بیان کرد.
البته این مهارتها با سن و سطح رشد کودک تغییر میکنند.
اگر کودک زیاد با موبایل است، ارتباط واقعی را حذف نکنیم
فناوری بخشی از زندگی کودکان امروز است و هدف لزوماً حذف کامل آن نیست.
اما کودک برای یادگیری مهارتهای ارتباطی به تعامل واقعی نیز نیاز دارد.
صحبت با والدین، بازی با همسالان، فعالیت گروهی، ورزش، بازی خانوادگی و تجربه موقعیتهای اجتماعی، فرصتهایی هستند که کودک در آنها ارتباط را بهصورت واقعی تمرین میکند.
بنابراین مسئله فقط «چند ساعت موبایل» نیست؛ باید ببینیم استفاده از رسانه چه چیزی را از زندگی کودک حذف کرده است.
چه زمانی مشکل ارتباطی کودک نیاز به ارزیابی تخصصی دارد؟
اگر کودک در برقراری ارتباط با دیگران به شکل قابل توجهی مشکل دارد، بهتر است موضوع را صرفاً به «خجالتی بودن» یا «لجبازی» نسبت ندهیم.
ارزیابی تخصصی میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند اگر:
کودک متناسب با سنش صحبت نمیکند.
درک صحبت دیگران برایش دشوار است.
ارتباط با همسالان برای او بسیار دشوار است.
بهطور مداوم از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکند.
اضطراب زیادی هنگام صحبت کردن دارد.
مشکلات گفتاری یا زبانی واضح دارد.
مهارتهایی را که قبلاً داشته از دست داده است.
رفتارهای ارتباطی غیرمعمول یا نگرانیهای رشدی دیگری نیز وجود دارد.
در این شرایط روانشناس کودک، متخصص گفتار و زبان، متخصص رشد یا سایر متخصصان مرتبط میتوانند بر اساس شرایط کودک ارزیابی مناسب انجام دهند.
یک نکته مهم: مشکل ارتباطی بهتنهایی به معنی وجود یک اختلال روانشناختی یا رشدی نیست. تشخیص نیازمند بررسی دقیق سن، سابقه رشد، محیط کودک و الگوی رفتاری اوست.
چند تمرین ساده برای تقویت ارتباط با کودک
تمرین اول: ۱۰ دقیقه گفتوگوی بدون موبایل
هر روز زمانی کوتاه را فقط به کودک اختصاص دهید.
بدون موبایل و بدون انجام همزمان کارهای دیگر.
موضوع گفتوگو را خود کودک انتخاب کند.
تمرین دوم: داستان را ادامه بده
یک داستان را شروع کنید و از کودک بخواهید ادامه آن را بسازد.
این تمرین میتواند هم زبان و هم خلاقیت و بیان کودک را درگیر کند.
تمرین سوم: احساس امروز من
از کودک بپرسید:
«امروز چه چیزی خوشحالت کرد؟»
«چه چیزی ناراحتت کرد؟»
«چه چیزی عصبانیات کرد؟»
«چه چیزی باعث شد احساس خوبی داشته باشی؟»
تمرین چهارم: نقشآفرینی
موقعیتهایی مانند دوستیابی، درخواست کمک، مخالفت محترمانه یا حل اختلاف را با کودک بازی کنید.
تمرین پنجم: گوش دادن بدون اصلاح فوری
وقتی کودک داستانی را تعریف میکند، فوراً اشتباهاتش را اصلاح نکنید.
اول اجازه دهید داستانش را کامل کند.
بعد اگر لازم بود، به شکل آرام درباره موضوع صحبت کنید.
مهمترین نقش والد در مهارت ارتباطی کودک
شاید مهمترین نکته این باشد که کودک فقط با توصیه والدین مهارت ارتباطی یاد نمیگیرد؛ او ارتباط را زندگی میکند و از آن یاد میگیرد.
اگر میخواهیم کودک:
خوب گوش بدهد،
محترمانه صحبت کند،
احساساتش را بیان کند،
اختلاف را بدون خشونت حل کند،
و به دیگران احترام بگذارد،
باید این رفتارها را تا حد امکان در محیط اطراف خودش نیز مشاهده کند.
ارتباط مؤثر با کودک از یک جمله یا یک تکنیک شروع نمیشود؛ از رابطهای امن، محترمانه و قابل اعتماد شروع میشود.
جمعبندی
مهارت ارتباط با کودکان مجموعهای از تواناییهای زبانی، اجتماعی، هیجانی و بینفردی است که به کودک کمک میکند با والدین، همسالان و سایر افراد ارتباط مؤثرتری داشته باشد.
برای تقویت این مهارت، لازم نیست والدین کار پیچیدهای انجام دهند.
گاهی کافی است:
بیشتر گوش بدهیم، کمتر قضاوت کنیم، به کودک فرصت صحبت کردن بدهیم، احساساتش را جدی بگیریم، با او بازی کنیم و خودمان الگوی ارتباط سالم باشیم.
اگر کودک در ارتباط با دیگران مشکل جدی یا پایدار دارد، بهتر است به جای برچسب زدن یا مقایسه کردن او با کودکان دیگر، علت موضوع توسط متخصص بررسی شود.
برای ارتقاء سطح علمی خود و استفاده از تجربه من در طول چندین سال مشاوره، می توانید آموزشهای تخصصی روانشناسی را تهیه کنید و چند سال در جلسات روانشناسی خود جلو بیوفتید و جلوی مشاوره اشتباه ناخواسته را بگیرید! کافیست وارد بخش «کلاس» سایت شوید. همکار عزیزم! موفق شما موفقیت ماست!











