بچه‌ام خیلی می‌ترسه

بچه‌ام خیلی می‌ترسه؛ با ترس‌های کودک چه کار کنیم؟

ترس یکی از احساسات طبیعی انسان است و تقریباً همه کودکان در دوره‌هایی از زندگی خود ترس‌هایی را تجربه می‌کنند. ترس از تاریکی، تنها ماندن، صداهای بلند، حیوانات، دکتر، مدرسه یا جدا شدن از والدین می‌تواند در سنین مختلف دیده شود.

اما وقتی فرزندتان زیاد می‌ترسد، برای رفتن به مدرسه مقاومت می‌کند، نمی‌تواند تنها بخوابد، از جدا شدن از شما مضطرب می‌شود یا ترس‌هایش زندگی روزمره او را محدود کرده است، ممکن است با خودتان بگویید: «چرا بچه‌ام این‌قدر می‌ترسه؟»

نکته مهم این است که نباید برای هر ترسی به کودک برچسب «ترسو» بزنیم. ترس بخشی از سیستم محافظتی مغز است و در بسیاری از مواقع به کودک کمک می‌کند از موقعیت‌های خطرناک دور بماند. مسئله زمانی مهم می‌شود که ترس با سن و شرایط کودک متناسب نباشد، بیش از حد شدید یا مداوم باشد و در فعالیت‌های روزمره، مدرسه، خواب یا روابط او اختلال ایجاد کند.

ترس در کودکان طبیعی است؟

بله. ترس در دوران کودکی می‌تواند بخشی طبیعی از رشد باشد.

کودک در سنین مختلف با موقعیت‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود که هنوز آنها را به‌خوبی نمی‌شناسد. تخیل او نیز در حال رشد است و ممکن است چیزهایی را واقعی و تهدیدکننده تصور کند که برای یک بزرگسال ترسناک نیستند.

برای مثال ممکن است کودک:

  • از تاریکی بترسد.

  • از تنها خوابیدن بترسد.

  • از صدای رعد و برق بترسد.

  • از حیوانات بترسد.

  • از دکتر یا آمپول بترسد.

  • هنگام جدا شدن از والدین ناراحت شود.

  • از رفتن به مدرسه بترسد.

  • از افراد ناآشنا خجالت یا ترس داشته باشد.

بسیاری از این ترس‌ها با افزایش سن و کسب تجربه بیشتر کاهش پیدا می‌کنند.

بنابراین هدف والدین این نیست که کودک هرگز نترسد؛ بلکه باید به او کمک کنند یاد بگیرد با احساس ترس کنار بیاید و به‌تدریج احساس امنیت و توانمندی بیشتری پیدا کند.

چرا بعضی بچه‌ها بیشتر از بقیه می‌ترسند؟

کودکان از نظر خلق‌وخو و حساسیت هیجانی با یکدیگر متفاوت هستند.

یک کودک ممکن است خیلی راحت وارد محیط جدید شود، در حالی که کودک دیگری برای سازگار شدن با همان محیط به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.

عوامل مختلفی می‌توانند بر شدت ترس کودک تأثیر بگذارند، از جمله:

  • ویژگی‌های خلقی و حساسیت کودک

  • تجربه‌های ناخوشایند قبلی

  • تغییرات مهم زندگی

  • فضای خانوادگی

  • میزان اضطراب والدین

  • مواجهه با اخبار یا محتوای ترسناک

  • مشکلات مربوط به مدرسه یا روابط با همسالان

  • تجربه‌های پزشکی یا حوادث ناخوشایند

  • اضطراب یا نگرانی‌های دیگر

بنابراین بهتر است به جای مقایسه کودک با دیگران، ببینیم ترس او دقیقاً از چه چیزی، در چه موقعیتی و با چه شدتی ایجاد می‌شود.

آیا ترس کودک از والدین یاد می‌گیرد؟

رفتار و واکنش والدین می‌تواند بر نحوه مواجهه کودک با موقعیت‌های ترسناک تأثیر بگذارد.

برای مثال اگر کودک از یک سگ بترسد و والد با اضطراب شدید واکنش نشان دهد:

«وای! نکنه سگ بیاد سمتت! بیا سریع بریم!»

ممکن است کودک این پیام را دریافت کند که واقعاً خطری جدی وجود دارد.

البته این به معنی آن نیست که والدین نباید از کودک محافظت کنند. اگر یک موقعیت واقعاً خطرناک است، دور کردن کودک از خطر کاملاً منطقی است.

مسئله زمانی است که والد در موقعیت‌های بی‌خطر، به شکل مداوم اضطراب و اجتناب را تقویت کند.

وقتی بچه می‌ترسد، چه چیزی به او بگوییم؟

یکی از بهترین کارها این است که ابتدا احساس کودک را بشناسیم.

مثلاً:

«می‌بینم خیلی ترسیدی.»

یا:

«می‌فهمم این صدا ترسونت داده.»

بعد می‌توانیم اطلاعات متناسب با سن کودک بدهیم:

«من اینجا هستم و الان در امنیت هستی.»

این جملات معمولاً بهتر از این هستند که فوراً بگوییم:

«نترس!»

«چیزی نیست!»

«این که ترس نداره!»

«بچه بزرگ که نمی‌ترسه!»

وقتی به کودک می‌گوییم «نترس»، ممکن است قصد ما آرام کردن او باشد، اما در عمل احساس او را نادیده بگیریم.

کودک ابتدا نیاز دارد احساسش دیده شود و سپس یاد بگیرد با آن احساس چه کار کند.

به کودک نگوییم «ترسو»!

یکی از مهم‌ترین نکات تربیتی این است که رفتار کودک را به هویت او تبدیل نکنیم.

مثلاً به جای:

«تو خیلی ترسویی.»

بگویید:

«می‌دونم این موقعیت برات ترسناکه.»

این دو جمله تفاوت مهمی دارند.

در جمله اول، ترس به بخشی از هویت کودک تبدیل می‌شود؛ اما در جمله دوم، ترس یک احساس موقتی در یک موقعیت مشخص در نظر گرفته می‌شود.

این تغییر کوچک در نوع صحبت کردن می‌تواند روی تصویر کودک از خودش تأثیر بگذارد.

آیا باید کودک را مجبور کنیم با ترسش روبه‌رو شود؟

معمولاً نه به شکل ناگهانی و اجباری.

اگر کودک از چیزی می‌ترسد، مجبور کردن شدید او به مواجهه با همان موقعیت ممکن است اضطرابش را بیشتر کند.

از طرف دیگر، اجتناب کامل از هر موقعیتی که کودک را می‌ترساند نیز همیشه راه‌حل مناسبی نیست؛ زیرا ممکن است کودک یاد بگیرد:

«من فقط وقتی در امان هستم که از این موقعیت فرار کنم.»

در بسیاری از مشکلات اضطرابی، یکی از اصول مهم درمانی، مواجهه تدریجی و کنترل‌شده با موقعیت‌های ترسناک است؛ یعنی کودک به شکل مرحله‌به‌مرحله و متناسب با توانایی خود با موقعیت مواجه می‌شود و فرصت پیدا می‌کند تجربه کند که می‌تواند اضطرابش را تحمل کند.

این کار باید متناسب با سن و نوع ترس کودک انجام شود و در موارد اضطراب قابل توجه، بهتر است با راهنمایی متخصص انجام شود.

اگر بچه از تاریکی می‌ترسد چه کنیم؟

ترس از تاریکی در کودکان نسبتاً رایج است.

اگر کودک از خوابیدن در اتاق تاریک می‌ترسد، می‌توانید ابتدا بررسی کنید دقیقاً چه چیزی او را می‌ترساند.

مثلاً:

«وقتی چراغ خاموش می‌شه، از چی می‌ترسی؟»

ممکن است کودک از هیولا، صداهای خانه، تنها ماندن یا تخیلات خودش بترسد.

می‌توانید یک روتین آرام و قابل پیش‌بینی برای خواب ایجاد کنید؛ مثلاً:

  • زمان خواب مشخص داشته باشید.

  • قبل از خواب فعالیت آرامی انجام دهید.

  • از محتوای ترسناک قبل از خواب دوری کنید.

  • از یک چراغ خواب ملایم در صورت نیاز استفاده کنید.

  • به کودک اطمینان دهید که محیط امن است.

اگر کودک هر شب مدت طولانی نمی‌تواند بخوابد و این مسئله عملکرد روزانه او را تحت تأثیر قرار داده است، بهتر است موضوع دقیق‌تر بررسی شود.

اگر بچه از جدا شدن از من می‌ترسد چه؟

برخی کودکان هنگام جدا شدن از والد، مخصوصاً در سنین پایین، اضطراب نشان می‌دهند.

اما اگر کودک متناسب با سنش به‌شدت از جدا شدن می‌ترسد، مرتب از والد می‌خواهد کنار او بماند، از رفتن به مدرسه خودداری می‌کند یا حتی تصور جدا شدن باعث اضطراب شدید او می‌شود، بهتر است این مسئله جدی‌تر بررسی شود.

والد می‌تواند:

  • خداحافظی را کوتاه و قابل پیش‌بینی کند.

  • قول‌هایی ندهد که نمی‌تواند عملی کند.

  • زمان برگشت را متناسب با درک کودک توضیح دهد.

  • هنگام خداحافظی اضطراب شدید خودش را نشان ندهد.

  • از طولانی کردن خداحافظی و برگشت‌های مکرر برای آرام کردن کودک پرهیز کند.

برای مثال به جای اینکه چند بار برگردید و بگویید:

«مطمئنی خوبی؟ چیزی نمی‌خوای؟ من برم؟ برگردم؟»

یک خداحافظی آرام و مشخص داشته باشید:

«الان می‌رم، بعد از ناهار برمی‌گردم دنبالت.»

ثبات و قابل پیش‌بینی بودن می‌تواند به کودک کمک کند تجربه جدایی را بهتر تحمل کند.

اگر بچه از مدرسه می‌ترسد چه؟

ترس از مدرسه را نباید ساده گرفت.

به جای اینکه فقط بگوییم:

«مدرسه که چیزی نداره!»

از کودک بپرسید:

«کدوم قسمت مدرسه برات سخته؟»

ممکن است مسئله یکی از این موارد باشد:

  • ترس از معلم

  • مشکل در یادگیری

  • ترس از امتحان

  • مشکل با همکلاسی‌ها

  • مورد تمسخر قرار گرفتن

  • تنهایی

  • اضطراب جدایی

  • نگرانی از اشتباه کردن

  • تجربه ناخوشایند در مدرسه

گاهی کودک نمی‌تواند دقیقاً توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است. بنابراین لازم است والد با آرامش و بدون بازجویی، اطلاعات بیشتری به دست بیاورد و در صورت نیاز با مدرسه همکاری کند.

با بچه‌ای که زیاد نگران است چه کنیم؟

اگر کودک دائماً درباره اتفاقات آینده سؤال می‌پرسد، مدام به دنبال اطمینان گرفتن است یا درباره موضوعات مختلف نگرانی دارد، بهتر است فقط هر بار به او اطمینان ندهیم.

مثلاً اگر کودک مرتب می‌پرسد:

«مطمئنی اتفاقی نمی‌افته؟»

و والد هر بار پاسخ می‌دهد:

«مطمئنم، اصلاً نگران نباش.»

ممکن است کودک بعد از مدتی دوباره همان سؤال را بپرسد.

بهتر است علاوه بر اطمینان دادن، به کودک کمک کنیم با عدم قطعیت کنار بیاید:

«می‌دونم نگرانی. بیا ببینیم چه چیزی دست خودمونه و برای چی می‌تونیم آماده باشیم.»

هدف این نیست که کودک به یقین صددرصدی برسد؛ بلکه باید به‌تدریج یاد بگیرد که می‌تواند نگرانی را تحمل کند.

چه کارهایی ممکن است ترس کودک را بیشتر کند؟

برخی واکنش‌های والدین، هرچند از روی نگرانی و محبت هستند، ممکن است ناخواسته ترس را تقویت کنند.

مسخره کردن کودک

«این دیگه ترس داره؟»

«ببین خواهرت اصلاً نمی‌ترسه!»

مجبور کردن ناگهانی

«برو تو اتاق و خودت ببین چیزی نیست!»

تهدید کردن

«اگر نری مدرسه، دیگه نمی‌دونم باهات چی کار می‌کنم.»

اطمینان دادن افراطی

«صددرصد هیچ اتفاقی نمی‌افته.»

اجتناب دائمی

اگر والد برای هر ترسی تمام موقعیت‌ها را حذف کند، کودک ممکن است فرصت یادگیری مهارت مقابله با ترس را پیدا نکند.

بهتر است بین حمایت از کودک و تقویت اجتناب تفاوت قائل شویم.

نقش داستان و بازی در کاهش ترس کودک

برای کودکان، بازی یکی از راه‌های طبیعی پردازش تجربه‌ها و احساسات است.

گاهی می‌توانید با استفاده از عروسک‌ها یا بازی نقش، موقعیتی را که کودک از آن می‌ترسد تمرین کنید.

مثلاً اگر کودک از رفتن به دکتر می‌ترسد، می‌توانید با عروسک نقش دکتر و بیمار را بازی کنید.

در این بازی کودک می‌تواند سؤال بپرسد، نقش‌ها را عوض کند و تجربه را در محیطی امن تمرین کند.

داستان‌های متناسب با سن نیز می‌توانند به کودک کمک کنند احساسات خود را بهتر بشناسد.

آیا ترس زیاد می‌تواند نشانه اضطراب باشد؟

گاهی بله.

ترس و اضطراب دو مفهوم کاملاً یکسان نیستند، اما می‌توانند ارتباط نزدیکی داشته باشند.

ترس معمولاً واکنشی به یک تهدید مشخص و حاضر است؛ در حالی که اضطراب بیشتر می‌تواند با نگرانی درباره تهدیدهای احتمالی آینده همراه باشد.

اگر ترس‌ها و نگرانی‌های کودک شدید، پایدار و مختل‌کننده باشند، ممکن است لازم باشد از نظر مشکلات اضطرابی ارزیابی شود.

البته تشخیص فقط با مشاهده یک یا دو رفتار امکان‌پذیر نیست و باید وضعیت کودک به شکل جامع بررسی شود.

چه زمانی باید از روان‌شناس کمک بگیریم؟

اگر ترس کودک باعث شده زندگی روزمره او به شکل محسوسی محدود شود، بهتر است از متخصص کمک بگیرید.

به‌خصوص اگر:

  • کودک مرتب از رفتن به مدرسه خودداری می‌کند.

  • نمی‌تواند بدون حضور والد بخوابد.

  • ترس‌ها بسیار شدید یا مداوم هستند.

  • کودک دائماً نیاز به اطمینان گرفتن دارد.

  • از فعالیت‌های متناسب با سن خود به دلیل ترس اجتناب می‌کند.

  • ترس روی روابط اجتماعی او تأثیر گذاشته است.

  • علائم جسمی مانند دل‌درد، سردرد یا تهوع در موقعیت‌های اضطراب‌آور تکرار می‌شوند.

  • خواب کودک به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.

  • ترس بعد از یک اتفاق ناخوشایند یا تغییر مهم در زندگی شروع شده است.

  • ترس با غمگینی، انزوا، تحریک‌پذیری یا افت عملکرد تحصیلی همراه شده است.

در این شرایط، ارزیابی توسط روان‌شناس می‌تواند کمک کند مشخص شود آیا ترس کودک در محدوده طبیعی رشد قرار دارد یا نیاز به مداخله تخصصی دارد.

والدین چه نقشی در کمک به کودک دارند؟

والد قرار نیست تمام ترس‌های کودک را از بین ببرد.

نقش مهم‌تر والد این است که به کودک یاد بدهد:

«می‌تونی بترسی و در عین حال از پسش بربیای.»

این پیام با جمله «نباید بترسی» کاملاً متفاوت است.

کودک به‌تدریج باید یاد بگیرد که احساس ترس لزوماً به معنی وجود خطر نیست و می‌تواند در بسیاری از موقعیت‌ها، با وجود احساس اضطراب، رفتار مؤثر و ایمن داشته باشد.

بنابراین بهتر است والد:

  • احساس کودک را جدی بگیرد.

  • او را مسخره نکند.

  • ترس را به هویت کودک تبدیل نکند.

  • خودش الگوی آرامی برای مواجهه با موقعیت‌ها باشد.

  • از اجبار و مواجهه ناگهانی پرهیز کند.

  • در صورت امکان، مواجهه با موقعیت‌های ترسناک را تدریجی کند.

  • رفتارهای شجاعانه و تلاش کودک را تحسین کند.

  • در صورت شدید یا پایدار بودن ترس، از متخصص کمک بگیرد.

جمع‌بندی

ترس در کودکان همیشه نشانه مشکل نیست و بسیاری از ترس‌ها بخشی از روند طبیعی رشد هستند. اما وقتی ترس شدید، مداوم یا محدودکننده می‌شود، بهتر است آن را نادیده نگیریم.

برای کمک به کودک:

  • احساسش را مسخره نکنید.

  • به او نگویید «ترسو».

  • به جای «نترس»، احساس او را نام‌گذاری و تأیید کنید.

  • امنیت را برای او فراهم کنید.

  • از اجبار ناگهانی برای مواجهه با ترس استفاده نکنید.

  • در عین حال، اجازه ندهید اجتناب دائمی تمام زندگی کودک را محدود کند.

  • مهارت‌های مقابله با ترس را در زمان آرامش تمرین کنید.

  • اگر ترس روی خواب، مدرسه، روابط یا زندگی روزمره کودک اثر گذاشته است، ارزیابی تخصصی را جدی بگیرید.

هدف این نیست که کودک هیچ‌وقت نترسد؛ هدف این است که یاد بگیرد ترس را بشناسد، آن را تحمل کند و به‌تدریج احساس توانمندی بیشتری در مواجهه با موقعیت‌های دشوار پیدا کند.

اگر ترس‌های فرزندتان بیش از حد شده است

اگر احساس می‌کنید ترس و نگرانی فرزندتان از حالت معمول خارج شده یا نمی‌دانید در برابر ترس‌های او باید حمایت کنید یا او را به مواجهه تدریجی تشویق کنید، مشاوره روان‌شناسی کودک و خانواده می‌تواند به بررسی دقیق‌تر شرایط و انتخاب روش مناسب کمک کند.

برای دریافت مشاوره حضوری یا تلفنی روان‌شناسی در زمینه مسائل کودک و خانواده، می‌توانید از خدمات کلینیک دکتر مریم موحدنژاد استفاده کنید.

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید