
بچه ام حرف گوش نمی ده؛ چطور با او رفتار کنم؟
«هر چی به بچهام میگم گوش نمیده!»
این جمله را خیلی از والدین بارها تکرار میکنند. کودک ممکن است برای خوابیدن مقاومت کند، تکالیفش را انجام ندهد، وسایلش را جمع نکند، هنگام استفاده از موبایل دعوا راه بیندازد یا وقتی از او میخواهید کاری را انجام دهد، انگار اصلاً صدای شما را نمیشنود.
در چنین شرایطی اولین واکنش بعضی والدین این است که بلندتر صحبت کنند، تهدید کنند یا کودک را تنبیه کنند.
اما همیشه مشکل این نیست که کودک «حرفگوشکن نیست».
گاهی کودک هنوز مهارت خودکنترلی لازم را ندارد، گاهی دستور والد برایش واضح نیست، گاهی خسته یا گرسنه است و گاهی هم الگوی تعامل والد و کودک به شکلی شکل گرفته که کودک یاد گرفته تنها زمانی به درخواست والد پاسخ دهد که فشار و تنش زیاد شود.
بنابراین قبل از اینکه بگوییم:
«چطور بچهام را مجبور کنم حرف گوش بدهد؟»
بهتر است بپرسیم:
«چرا کودک من همکاری نمیکند و من چطور میتوانم این الگو را تغییر بدهم؟»
چرا بچهام حرف گوش نمیده؟
دلایل مختلفی میتواند پشت رفتار کودک وجود داشته باشد و نمیتوان برای همه کودکان یک علت مشخص در نظر گرفت.
برخی از دلایل رایج عبارتاند از:
دستورهای زیاد و پشت سر هم
نامشخص بودن انتظارات والد
خستگی یا گرسنگی کودک
نیاز کودک به استقلال
جلب توجه
مخالفت با محدودیتها
ناسازگاری قوانین بین والدین
استفاده زیاد از صفحهنمایش و دشواری قطع فعالیت جذاب
مشکلات هیجانی
فشارهای خانوادگی یا مدرسه
عادت کردن به اینکه والد چندین بار یک دستور را تکرار کند
بنابراین «حرف گوش ندادن» خودش یک تشخیص یا علت مشخص نیست؛ یک رفتار است که باید در زمینه خودش بررسی شود.
آیا هر مخالفتی از طرف کودک لجبازی است؟
خیر.
کودک ممکن است با والد مخالفت کند، اما این مخالفت همیشه به معنای لجبازی یا بدرفتاری نیست.
برای مثال، وقتی به کودک میگویید:
«الان بازی رو تموم کن و بیا شام بخور.»
ممکن است او بگوید:
«فقط پنج دقیقه دیگه!»
اگر کودک در حال انجام فعالیتی جذاب است، انتقال ناگهانی از یک فعالیت به فعالیت دیگر ممکن است برایش دشوار باشد.
در چنین شرایطی میتوان قبل از پایان زمان بازی هشدار داد:
«پنج دقیقه دیگه وقت بازی تموم میشه، بعد باید بیای شام.»
این کار به کودک فرصت میدهد خودش را برای تغییر آماده کند.
آیا زیاد حرف زدن باعث میشود کودک کمتر گوش بدهد؟
گاهی بله.
والد ممکن است برای یک درخواست ساده، چندین جمله پشت سر هم بگوید:
«چند بار بهت گفتم اسباببازیهات رو جمع کن؟ چرا هیچوقت حرف منو گوش نمیدی؟ همیشه همینطوری هستی، بعد فردا دنبال وسایلت میگردی و من باید پیداشون کنم...»
در این شرایط، اصل درخواست ممکن است در میان صحبتهای زیاد گم شود.
بهتر است درخواست کوتاه، روشن و مشخص باشد:
«لطفاً ماشینهات رو داخل جعبه بذار.»
بعد فرصت بدهید کودک آن را انجام دهد.
چطور از کودک بخواهیم کاری را انجام دهد؟
به جای دستورهای مبهم، درخواست مشخص داشته باشید.
مثلاً به جای:
«اتاقت رو مرتب کن.»
بگویید:
«لطفاً کتابهات رو بذار داخل قفسه و لباسها رو داخل سبد بنداز.»
کودک باید بداند دقیقاً چه کاری از او انتظار میرود.
هرچه سن کودک پایینتر باشد، درخواستهای ساده و مشخص معمولاً قابل فهمتر هستند.
آیا باید درخواست خودمان را چندین بار تکرار کنیم؟
اگر والد یک درخواست را بارها و بارها تکرار کند، ممکن است کودک یاد بگیرد که لازم نیست بار اول همکاری کند.
مثلاً:
«بیا بخواب.»
«گفتم بیا بخواب.»
«چند بار باید بگم؟»
«اگر نیای تلویزیون رو خاموش میکنم!»
«آخرین بار دارم میگم...»
در چنین الگویی، کودک ممکن است بهمرور منتظر بماند تا والد به مرحله تهدید برسد.
بهتر است درخواست را روشن مطرح کنید، مطمئن شوید کودک آن را شنیده و در صورت لزوم پیامد منطقی و از قبل مشخصشده را اجرا کنید.
قبل از اینکه فکر کنیم کودک گوش نمیدهد، مطمئن شویم واقعاً درخواست را شنیده است
گاهی والد از اتاق دیگر فریاد میزند:
«بیا شام!»
کودک مشغول بازی یا تماشای تلویزیون است و پاسخ نمیدهد.
بعد والد تصور میکند کودک عمداً بیتوجهی کرده است.
بهتر است در صورت امکان نزدیک کودک بروید، توجه او را جلب کنید و سپس درخواست را مطرح کنید.
مثلاً:
«علی، نگاهم کن. پنج دقیقه دیگه وقت شامه.»
این کار بهخصوص برای کودکان کمسن میتواند مؤثرتر از صدا زدن مکرر از فاصله دور باشد.
البته اگر کودک بهطور مداوم به صدا زدن یا صحبت کردن پاسخ نمیدهد، بهتر است موضوع از نظر شنوایی، توجه و سایر عوامل رشدی نیز بررسی شود.
آیا باید همیشه به کودک حق انتخاب بدهیم؟
نه، اما انتخاب محدود میتواند همکاری کودک را بیشتر کند.
مثلاً:
«میخوای اول مسواک بزنی یا لباس خوابت رو بپوشی؟»
در این مثال، خوابیدن قطعی است؛ اما کودک درباره ترتیب دو کار حق انتخاب دارد.
یا:
«میخوای خودت اسباببازیها رو جمع کنی یا من کمکت کنم؟»
دادن انتخاب محدود به کودک اجازه میدهد احساس کند در زندگی خودش تا حدی اختیار دارد، بدون اینکه مرز اصلی از بین برود.
اگر کودک گفت «نه!» چه کنیم؟
اولین کار این است که وارد جنگ قدرت نشویم.
مثلاً اگر کودک گفت:
«نمیخوام!»
لازم نیست بلافاصله با صدای بلند پاسخ دهید:
«چی گفتی؟ من گفتم باید انجامش بدی!»
میتوانید آرام و قاطع بگویید:
«میدونم دوست نداری، ولی الان باید انجامش بدی. میخوای خودت انجام بدی یا من کمکت کنم؟»
در اینجا احساس کودک نادیده گرفته نشده، اما قانون نیز تغییر نکرده است.
آیا باید کودک را تهدید کنیم؟
تهدیدهای مکرر معمولاً روش مناسبی برای ایجاد همکاری پایدار نیستند.
جملههایی مثل:
«اگه دوباره این کارو کنی، دیگه هیچوقت موبایل نداری!»
اغلب غیرواقعیاند و والد هم نمیتواند آنها را اجرا کند.
بهتر است پیامدها:
مشخص باشند.
قابل اجرا باشند.
با رفتار ارتباط داشته باشند.
از قبل تا حد امکان برای کودک روشن باشند.
مثلاً:
«اگر زمان مشخصشده برای موبایل تموم بشه و خاموشش نکنی، فردا زمان استفادهات کمتر میشه.»
البته پیامد دقیق باید متناسب با سن کودک و شرایط خانواده باشد.
تشویق کودک بهتر است یا تنبیه؟
در بسیاری از موقعیتها، والدین بیشتر متوجه رفتار بد کودک میشوند تا رفتار مناسب او.
کودک ممکن است ده بار بدون دردسر کاری را انجام دهد، اما والد زمانی واکنش نشان دهد که کودک همکاری نمیکند.
در نتیجه، بخشی از رفتارهای مناسب ممکن است کمتر دیده شوند.
مثلاً وقتی کودک بدون یادآوری اسباببازیهایش را جمع میکند، بگویید:
«دیدم خودت وسایلت رو جمع کردی. خیلی خوبه که مسئولیتت رو انجام دادی.»
تحسین مشخص، یعنی توجه به رفتار مطلوب، یکی از مؤلفههای مهم برنامههای مؤثر مدیریت رفتار کودک است. پژوهشهای مربوط به آموزش والدین نیز از نقش تقویت مثبت و تحسین در بهبود رفتار کودکان حمایت کردهاند.
آیا برای هر کار خوبی باید به کودک جایزه بدهیم؟
نه.
تشویق لزوماً به معنی خریدن اسباببازی، دادن پول یا خوراکی نیست.
گاهی توجه والد و یک جمله مثبت کافی است.
مثلاً:
«ممنون که وقتی صدات کردم اومدی.»
یا:
«خوشم اومد که خودت یادت بود وسایلت رو جمع کنی.»
هدف این است که کودک متوجه شود رفتار مناسب دیده میشود.
اگر کودک برای انجام هر کاری جایزه بخواهد چه؟
اگر کودک فقط زمانی همکاری میکند که جایزه دریافت کند، بهتر است وابستگی به پاداشهای مادی را کاهش دهید.
همیشه لازم نیست برای انجام مسئولیتهای معمول جایزه تعیین کنید.
میتوانید بیشتر از:
توجه مثبت
تحسین
زمان باکیفیت
انتخابهای کوچک
احساس موفقیت و مسئولیتپذیری
استفاده کنید.
پاداشهای مشخص میتوانند در برخی برنامههای رفتاری مفید باشند، اما بهتر است به شکل هدفمند و متناسب با سن کودک استفاده شوند.
وقتی کودک عصبانی است، چطور با او صحبت کنیم؟
در اوج خشم، کودک ممکن است توانایی محدودی برای گوش دادن به توضیحات طولانی داشته باشد.
اگر کودک فریاد میزند:
«نمیخوام! نمیخوام!»
ممکن است بهترین زمان برای توضیح دادن درس زندگی نباشد.
ابتدا به کاهش هیجان کمک کنید:
«میبینم خیلی عصبانی هستی. اول آروم میشیم، بعد حرف میزنیم.»
پس از آرام شدن میتوان درباره اتفاق صحبت کرد.
این کار به کودک کمک میکند به تدریج یاد بگیرد که احساس شدید با رفتار خطرناک یا پرخاشگرانه یکی نیست.
اگر کودک گریه کرد، تسلیم شویم؟
نه لزوماً.
یکی از سختترین بخشهای فرزندپروری این است که بتوانیم همدلی کنیم، بدون اینکه هر بار قانون را تغییر دهیم.
مثلاً:
کودک گریه میکند چون زمان بازی تمام شده است.
میتوانید بگویید:
«میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی و ناراحتی. ولی زمان بازی امروز تموم شده.»
در این جمله احساس کودک پذیرفته شده، اما قانون همچنان برقرار است.
آیا باید با کودک بحث کنیم تا قانع شود؟
نه همیشه.
کودک لازم نیست برای هر قانون با والد مذاکره کند.
گاهی والد آنقدر توضیح میدهد که قانون تبدیل به یک بحث طولانی میشود.
برای مثال:
«چرا باید بخوابی؟ چون فردا مدرسه داری... ولی همه بچهها... نه، تو باید... حالا اگر...»
گاهی یک جمله ساده کافی است:
«الان وقت خوابه. میدونم دوست نداری، ولی زمان خواب رسیده.»
قاطعیت آرام معمولاً از بحث و کشمکش طولانی بهتر است.
اگر کودک جلوی دیگران حرف گوش نمیدهد چه؟
بهخصوص در مهمانی یا مکان عمومی، بعضی والدین به دلیل نگرانی از قضاوت دیگران بسیار شدید برخورد میکنند.
مثلاً:
«آبرومون رو بردی!»
این جمله نه رفتار کودک را آموزش میدهد و نه مشکل را حل میکند.
ابتدا شرایط را مدیریت کنید.
اگر کودک بیش از حد تحریک شده، خسته یا عصبانی است، ممکن است لازم باشد او را از محیط شلوغ دور کنید.
بعداً درباره رفتار صحبت کنید.
تربیت کودک نباید تبدیل به تلاش برای اثبات خوب بودن والد به دیگران شود.
اگر کودک در برابر تکالیف مدرسه مقاومت میکند چه؟
ابتدا باید ببینیم مشکل دقیقاً چیست.
آیا کودک:
درس را بلد نیست؟
از شکست میترسد؟
تمرکز کافی ندارد؟
خسته است؟
تکالیف بیش از حد طولانی است؟
در محیط خانه حواسپرتی زیادی دارد؟
از مدرسه یا معلمش ناراضی است؟
اگر کودک فقط «نمیخواهد»، ممکن است به ساختار و برنامه نیاز داشته باشد.
مثلاً میتوان زمان مشخصی برای تکالیف تعیین کرد و آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد.
اما اگر مقاومت شدید و مداوم است یا همراه با افت تحصیلی، مشکلات تمرکز یا اضطراب است، بهتر است علت دقیقتر بررسی شود.
اگر کودک موقع خاموش کردن موبایل دعوا میکند چه؟
این موضوع برای بسیاری از خانوادهها چالشبرانگیز است.
بهتر است قوانین استفاده از موبایل قبل از شروع استفاده مشخص باشند، نه زمانی که کودک در حال بازی است و ناگهان والد تصمیم به قطع آن میگیرد.
مثلاً:
«امروز نیم ساعت وقت بازی داری. وقتی تایمر زنگ زد، بازی تموم میشه.»
چند دقیقه قبل نیز میتوان هشدار داد:
«پنج دقیقه دیگه زمان بازی تموم میشه.»
این روش میتواند انتقال از فعالیت جذاب به فعالیت بعدی را آسانتر کند.
اگر کودک همچنان عصبانی شد، میتوان احساس او را پذیرفت اما روی قانون ثابت ماند:
«میدونم دوست داری ادامه بدی، ولی زمان امروز تموم شده.»
آیا باید کودک را بترسانیم تا حرف گوش بدهد؟
ترس ممکن است در کوتاهمدت رفتار کودک را متوقف کند، اما هدف تربیت فقط اطاعت فوری نیست.
اگر کودک فقط به دلیل ترس از تنبیه رفتار مناسب دارد، هنوز لزوماً مهارت خودتنظیمی و مسئولیتپذیری را یاد نگرفته است.
تربیت مؤثرتر به کودک کمک میکند به تدریج بفهمد:
چه رفتاری درست است، چرا درست است و وقتی با یک موقعیت دشوار روبهرو شد، چه انتخاب دیگری دارد.
اگر خودمان عصبانی شدیم چه کنیم؟
این بخش بسیار مهم است.
گاهی مشکل اصلی «حرف گوش ندادن کودک» نیست؛ بلکه چرخهای است که بین والد و کودک شکل گرفته است.
مثلاً:
کودک همکاری نمیکند → والد عصبانی میشود → والد فریاد میزند → کودک بیشتر مقاومت میکند → والد بیشتر تهدید میکند → کودک گریه یا پرخاش میکند.
اگر این چرخه تکرار شود، هر دو طرف به مرور بیشتر وارد آن میشوند.
اگر احساس میکنید کنترل خودتان را از دست میدهید، قبل از ادامه بحث چند لحظه فاصله بگیرید، به شرط اینکه کودک در امنیت باشد.
بعد میتوانید با آرامش بیشتری برگردید.
آیا عذرخواهی از کودک اقتدار والد را کم میکند؟
خیر.
اگر سر کودک فریاد زدهاید یا واکنش نامناسبی داشتهاید، میتوانید بگویید:
«من عصبانی شدم و نباید سر تو داد میزدم. بابت این قسمت معذرت میخوام. ولی کاری که قرار بود انجام بدی همچنان باید انجام بشه.»
این جمله دو پیام همزمان دارد:
والد مسئول رفتار خودش است.
و:
قانون همچنان وجود دارد.
این دقیقاً همان چیزی است که کودک نیز باید یاد بگیرد: اشتباه کردن قابل اصلاح است و مسئولیت رفتار همچنان وجود دارد.
آیا همه بچهها باید به یک شکل حرف گوش کنند؟
خیر.
کودکان از نظر خلقوخو، سن، توانایی خودتنظیمی و نیاز به استقلال با یکدیگر تفاوت دارند.
ممکن است یک کودک با یک یادآوری ساده همکاری کند و کودک دیگری به زمان بیشتری برای انتقال از یک فعالیت به فعالیت دیگر نیاز داشته باشد.
بنابراین بهتر است کودک را با خواهر، برادر یا همکلاسیهایش مقایسه نکنیم.
به جای:
«ببین خواهرت چقدر حرف گوش میده.»
بگویید:
«میخوام کمکم یاد بگیری وقتی ازت میخوام کاری رو انجام بدی، بدون چند بار تکرار همکاری کنی.»
چه زمانی «حرف گوش ندادن» نیاز به بررسی تخصصی دارد؟
اگر رفتار کودک بسیار شدید، مداوم یا مختلکننده شده است، بهتر است فقط آن را به «لجبازی» نسبت ندهیم.
بهخصوص اگر همراه با مواردی مانند:
پرخاشگری شدید
آسیب زدن به خود یا دیگران
مشکلات جدی در مدرسه
افت قابل توجه تحصیلی
مشکلات شدید تمرکز
اضطراب قابل توجه
اختلال خواب
ناتوانی در رعایت قوانین در چند محیط مختلف
مشکلات جدی در ارتباط با همسالان
باشد، ارزیابی تخصصی میتواند کمککننده باشد.
در چنین شرایطی بهتر است مشخص شود آیا مشکل صرفاً مربوط به شیوه تعامل والد و کودک است یا عوامل دیگری نیز در آن نقش دارند.
۷ کار که از امروز میتوانید انجام دهید
اگر احساس میکنید کودک شما زیاد حرف گوش نمیدهد، لازم نیست همه چیز را یکباره تغییر دهید.
از این هفت مورد شروع کنید:
۱. درخواست را کوتاه و مشخص کنید.
به جای «رفتار خوبی داشته باش»، بگویید دقیقاً چه کاری باید انجام شود.
۲. مطمئن شوید کودک توجهش به شماست.
از فاصله دور مدام دستور ندهید.
۳. یک درخواست را بارها تکرار نکنید.
تا حد امکان از الگویی که کودک را به انتظار برای تهدید عادت میدهد، دور شوید.
۴. انتخابهای محدود بدهید.
مثلاً «الان انجامش میدی یا پنج دقیقه دیگه؟»
۵. رفتار مناسب را ببینید.
فقط زمانی که کودک اشتباه میکند به او توجه نکنید.
۶. پیامدهای منطقی و قابل اجرا تعیین کنید.
پیامد باید با سن کودک و رفتار او متناسب باشد.
۷. خودتان الگو باشید.
اگر میخواهید کودک بدون فریاد صحبت کند، شما نیز تا حد امکان همین شیوه را نشان دهید.
یک مثال ساده از تغییر روش والد
فرض کنید کودک باید موبایل را کنار بگذارد.
روش اول:
«چند بار باید بگم موبایل رو بذار کنار؟ اگه همین الان نذاری دیگه هیچوقت موبایل نداری!»
کودک:
«نمیخوام!»
والد:
«بده به من! تو اصلاً حرف گوش نمیدی!»
روش دوم:
قبل از شروع:
«امروز ۳۰ دقیقه میتونی بازی کنی.»
پنج دقیقه قبل:
«پنج دقیقه دیگه وقتت تموم میشه.»
زمان پایان:
«وقت بازی تموم شد. موبایل رو بده.»
کودک:
«نه! میخوام ادامه بدم!»
والد:
«میدونم دوست داری ادامه بدی، ولی زمان امروز تموم شده. خودت خاموشش میکنی یا من کمکت کنم؟»
در روش دوم ممکن است کودک همچنان ناراحت شود.
اما هدف این نیست که کودک هیچوقت ناراحت نشود.
هدف این است که والد بتواند بدون فریاد و تهدید، مرز را حفظ کند.
جمعبندی
اگر میگویید:
«بچهام حرف گوش نمیده»
اول از همه سعی کنید این رفتار را فقط به «لجبازی» یا «بد بودن کودک» نسبت ندهید.
بررسی کنید آیا درخواست شما واضح است، آیا کودک آماده انجام آن کار است، آیا قوانین خانه ثابت هستند و آیا الگوی تعامل شما به شکلی شکل گرفته که کودک فقط پس از چند بار تکرار یا تهدید همکاری میکند.
رفتار سالم والدگری ترکیبی از محبت و قاطعیت است.
لازم نیست برای تربیت کودک همیشه سختگیر باشید و لازم نیست برای حفظ رابطه همیشه کوتاه بیایید.
میتوانید به کودک بگویید:
«میفهمم دوست نداری این کار رو انجام بدی، ولی این قانون ماست.»
هم احساس او را میبینید و هم مرز خود را حفظ میکنید.
و اگر با وجود تلاش مداوم، مشکلات رفتاری کودک شدید یا ماندگار هستند، بهتر است به جای افزایش تنبیه، علت رفتار را دقیقتر بررسی کنید.
مشاوره برای مشکلات رفتاری کودک
اگر احساس میکنید هر روز بر سر حرف گوش دادن، خواب، تکالیف، موبایل یا قوانین خانه با فرزندتان درگیر هستید و نمیدانید چطور این چرخه را تغییر دهید، مشاوره تخصصی میتواند به شما کمک کند تا رفتار کودک و شیوه تعامل والد و فرزند دقیقتر بررسی شود.
برای دریافت راهنمایی متناسب با شرایط خانواده میتوانید از خدمات مشاوره حضوری در کلینیک یا مشاوره تلفنی روانشناسی فردی و خانواده استفاده کنید.











