بچهام با من حرف نمیزنه؛ چرا و چطور بهش نزدیک بشم؟
یکی از ناراحتکنندهترین تجربهها برای والدین این است که احساس کنند فرزندشان دیگر با آنها حرف نمیزند.
ممکن است کودک قبلاً درباره مدرسه، دوستان و اتفاقات روزمره با والدین صحبت میکرده، اما حالا جواب سؤالها را کوتاه میدهد، بیشتر در اتاق خودش میماند یا وقتی از او میپرسند «چی شده؟» فقط میگوید:
«هیچی.»
گاهی این رفتار بخشی طبیعی از رشد کودک و نوجوان است و گاهی میتواند نشانهای باشد که کودک با یک مشکل، نگرانی یا احساس دشوار روبهرو شده است.
بنابراین قبل از اینکه بگوییم:
«بچهام دیگه به من اعتماد نداره.»
بهتر است ببینیم چرا صحبت کردن برای او سخت شده است.
چرا بچهام با من حرف نمیزند؟
کمحرف شدن کودک میتواند دلایل مختلفی داشته باشد.
گاهی کودک ناراحت است و نمیداند چگونه احساسش را بیان کند. گاهی از واکنش والد میترسد. گاهی فکر میکند والد او را درک نمیکند و گاهی هم اصلاً اتفاق خاصی نیفتاده و کودک فقط به زمان و فضای شخصی بیشتری نیاز دارد.
از دلایل احتمالی میتوان به این موارد اشاره کرد:
ترس از تنبیه یا عصبانیت والد
تجربه انتقاد یا سرزنش هنگام صحبت کردن
احساس اینکه حرفهایش جدی گرفته نمیشود
خجالت یا کمرویی
مشکلات مدرسه
اختلاف با دوستان
اضطراب و نگرانی
ناراحتی از شرایط خانوادگی
تغییرات مهم زندگی
مشکلات مربوط به نوجوانی و نیاز بیشتر به حریم شخصی
تجربه یک اتفاق ناراحتکننده یا ترسناک
پس اولین قدم، فشار آوردن برای حرف زدن نیست؛ پیدا کردن دلیل سکوت است.
آیا کمحرف بودن کودک همیشه نشانه مشکل است؟
خیر.
بعضی کودکان ذاتاً آرامتر و کمحرفتر هستند.
ممکن است کودک در خانه کم صحبت کند، اما با دوستانش رابطه خوبی داشته باشد، در مدرسه مشارکت کند و احساس امنیت و رضایت داشته باشد.
در چنین شرایطی، کمحرفی بهتنهایی نشانه مشکل نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که ببینیم رفتار کودک نسبت به گذشته تغییر کرده یا نه و آیا این تغییر روی زندگی او تأثیر گذاشته است یا خیر.
مثلاً اگر کودکی که همیشه با والدینش صحبت میکرد، ناگهان کاملاً ساکت شده، این تغییر ارزش بررسی دارد.
وقتی از کودک میپرسیم «چی شده؟» و میگوید «هیچی»
این اتفاق برای بسیاری از والدین آشناست.
والد:
«چی شده؟»
کودک:
«هیچی.»
والد:
«مطمئنی؟ ناراحتی؟»
کودک:
«نه.»
والد:
«پس چرا اینطوری شدی؟»
کودک:
«گفتم هیچی!»
در این لحظه ادامه دادن سؤالها ممکن است کودک را بیشتر به سکوت سوق دهد.
به جای پرسشهای پشت سر هم، میتوانید پیام آرامتری بدهید:
«باشه. اگر الان دوست نداری حرف بزنی، اشکالی نداره. هر وقت خواستی من هستم و میتونی باهام صحبت کنی.»
این جمله به کودک نشان میدهد که برای صحبت کردن تحت فشار نیست، اما راه ارتباط همچنان باز است.
گاهی کودک به جای سؤال مستقیم، به همراهی نیاز دارد
بعضی کودکان وقتی روبهروی والد مینشینند و از آنها خواسته میشود درباره احساساتشان صحبت کنند، راحت نیستند.
ممکن است هنگام:
پیادهروی
بازی
رانندگی
نقاشی
آشپزی
انجام یک فعالیت مشترک
راحتتر صحبت کنند.
به همین دلیل، گاهی لازم نیست گفتوگو را به شکل یک «جلسه رسمی» برگزار کنیم.
کنار کودک بودن میتواند فرصت طبیعیتری برای صحبت کردن ایجاد کند.
کمتر سؤال بپرسید، بیشتر گوش دهید
یکی از اشتباهات رایج این است که والد برای تشویق کودک به صحبت کردن، پشت سر هم سؤال میپرسد.
مثلاً:
«مدرسه چطور بود؟»
«چی کار کردید؟»
«معلم چیزی گفت؟»
«با کی بودی؟»
«چرا ناراحتی؟»
ممکن است کودک احساس کند مورد بازجویی قرار گرفته است.
گاهی بهتر است به جای سؤالهای متعدد، یک جمله ساده بگوییم:
«امروز به نظر میاد یکم خستهای.»
یا:
«اگر چیزی اذیتت کرده، میتونی برام تعریف کنی.»
بعد کمی سکوت کنیم.
گاهی همین سکوت به کودک فرصت میدهد خودش شروع به صحبت کند.
وقتی کودک حرف میزند، سریع راهحل ندهید
فرض کنید کودک بالاخره میگوید:
«امروز با دوستم دعوام شد.»
والد ممکن است بلافاصله بگوید:
«خب چرا جوابش رو ندادی؟»
«باید این کار رو میکردی.»
«من که همیشه بهت میگم با این بچه دوست نشو.»
در این شرایط ممکن است کودک به این نتیجه برسد که صحبت کردن فایدهای ندارد.
قبل از ارائه راهحل، ابتدا سعی کنید بفهمید کودک چه احساسی دارد.
مثلاً:
«پس امروز اتفاق ناراحتکنندهای برات افتاده.»
یا:
«به نظر میاد این موضوع خیلی اذیتت کرده.»
بعد میتوانید بپرسید:
«دوست داری فقط بهت گوش بدم یا میخوای با هم ببینیم چه کاری میشه کرد؟»
این سؤال ساده میتواند کیفیت گفتوگو را تغییر دهد.
اگر کودک حرفی زد که دوست نداریم، چه کنیم؟
این یکی از مهمترین بخشهای ارتباط با کودک است.
اگر کودک احساس کند هر چیزی بگوید با:
داد زدن
تنبیه
تحقیر
تهدید
مسخره شدن
مقایسه
مواجه میشود، احتمالاً دفعه بعد کمتر صحبت خواهد کرد.
این به معنی آن نیست که والد باید هر رفتاری را تأیید کند.
میتوانیم همزمان دو کار انجام دهیم:
احساس کودک را بپذیریم، اما رفتار نامناسب را نپذیریم.
مثلاً:
«میفهمم خیلی عصبانی بودی، اما زدنِ کسی قابل قبول نیست. بیا ببینیم چطور میتونستی این عصبانیت رو بدون زدن نشون بدی.»
این تفاوت بسیار مهم است.
اگر کودک اشتباهش را تعریف کرد، او را تحقیر نکنید
فرض کنید کودک کاری کرده که از نظر شما اشتباه بوده و خودش آن را تعریف میکند.
اگر اولین واکنش والد این باشد:
«دیدی گفتم؟ تو هیچوقت گوش نمیدی!»
ممکن است کودک یاد بگیرد که پنهان کردن حقیقت امنتر از گفتن آن است.
بهتر است ابتدا از اینکه موضوع را مطرح کرده استقبال کنیم:
«خوبه که اومدی و بهم گفتی. حالا بیا ببینیم چطور میتونیم این مشکل رو حل کنیم.»
بعد درباره مسئولیت و پیامد رفتار صحبت کنیم.
اعتماد به این معنی نیست که کودک هر کاری خواست انجام دهد.
اعتماد یعنی کودک بداند برای گفتن حقیقت، با واکنش غیرقابل پیشبینی و تحقیرکننده مواجه نمیشود.
با نوجوانی که میگوید «به تو ربطی نداره» چه کنیم؟
در دوران نوجوانی، نیاز به استقلال و حریم شخصی بیشتر میشود.
این موضوع به معنی بینیازی نوجوان از والدین نیست.
ممکن است نوجوان بعضی موضوعات را ترجیح دهد خصوصی نگه دارد.
والد باید بین حریم شخصی و بیتفاوتی نسبت به وضعیت نوجوان تعادل برقرار کند.
به جای ورود ناگهانی و کنترل شدید، میتوان گفت:
«میدونم ممکنه بعضی چیزها رو دوست نداشته باشی با من در میون بذاری. من به حریم شخصیت احترام میذارم، ولی اگر مشکلی داشتی که نیاز به کمک داشتی، میخوام بدونی میتونی روی من حساب کنی.»
این پیام هم استقلال نوجوان را به رسمیت میشناسد و هم رابطه را حفظ میکند.
آیا باید کودک را مجبور کنیم حرف بزند؟
معمولاً نه.
اجبار میتواند مقاومت را بیشتر کند.
به جای:
«تا نگی چی شده، از اینجا تکون نمیخوری.»
بهتر است راه ارتباط را باز نگه داریم:
«لازم نیست الان دربارهاش حرف بزنی. ولی اگر خواستی، من آمادهام گوش بدم.»
البته اگر موضوعی به امنیت، سلامت یا احتمال آسیب مربوط باشد، والد نمیتواند صرفاً به دلیل سکوت کودک موضوع را نادیده بگیرد و ممکن است لازم باشد با کمک متخصص موضوع را بررسی کند.
اگر کودک از قضاوت شدن میترسد چه؟
گاهی کودک چیزی را پنهان میکند چون فکر میکند والد درباره او قضاوت خواهد کرد.
مثلاً:
«اگه به مامانم بگم، حتماً میگه تقصیر خودته.»
در این شرایط، والد میتواند بهجای قضاوت فوری، ابتدا کنجکاو باشد.
مثلاً:
«میخوام اول بدون قضاوت بفهمم چه اتفاقی افتاده. بعد با هم تصمیم میگیریم چه کار کنیم.»
این نوع برخورد به کودک فرصت بیشتری برای صحبت کردن میدهد.
درباره احساسات کودک صحبت کنید
کودکی که اسم احساساتش را نمیداند، ممکن است نتواند درباره آنها صحبت کند.
میتوانید در موقعیتهای روزمره از واژههایی مانند:
ناراحت
عصبانی
ترسیده
خجالتزده
ناامید
نگران
خوشحال
هیجانزده
استفاده کنید.
مثلاً:
«فکر میکنم وقتی دوستت این حرف رو زد، شاید ناراحت شدی.»
کودک کمکم یاد میگیرد احساسات خود را بهتر تشخیص دهد و درباره آنها صحبت کند.
هر روز زمانی برای ارتباط اختصاص دهید
برای ایجاد رابطه بهتر، لازم نیست همیشه گفتوگوهای طولانی داشته باشید.
گاهی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه توجه واقعی و بدون موبایل میتواند ارزش زیادی داشته باشد.
در این زمان میتوانید:
بازی کنید.
قدم بزنید.
درباره علایق کودک صحبت کنید.
با هم چیزی درست کنید.
درباره اتفاق جالب روز صحبت کنید.
قرار نیست هر بار موضوع صحبت «مشکل» باشد.
رابطهای که فقط هنگام بروز مشکل فعال میشود، ممکن است برای کودک تداعی خوبی از گفتوگو ایجاد نکند.
اگر کودک فقط با یک نفر راحت است چه؟
این موضوع میتواند طبیعی باشد.
ممکن است کودک در یک دوره بیشتر با مادر، پدر، خواهر یا فرد دیگری که با او احساس امنیت بیشتری دارد صحبت کند.
به جای اینکه والد دیگر ناراحت شود و بگوید:
«پس من رو دوست نداری؟»
بهتر است تلاش کند رابطه خودش را به شکل مستقل تقویت کند.
رابطه امن معمولاً با فشار ایجاد نمیشود؛ با زمان، توجه، ثبات و تجربههای مثبت مشترک ساخته میشود.
اگر کودک بعد از مدرسه ساکت است
برخی کودکان بلافاصله بعد از مدرسه انرژی صحبت کردن ندارند.
ممکن است خسته باشند و ابتدا نیاز به استراحت داشته باشند.
به جای پرسیدن چندین سؤال به محض ورود کودک به خانه، گاهی بهتر است اجازه دهید کمی استراحت کند و بعد در زمان مناسب گفتوگو کنید.
همچنین میتوانید به جای سؤال کلی:
«امروز مدرسه چطور بود؟»
سؤال مشخصتری بپرسید:
«امروز کدوم قسمت مدرسه بیشتر بهت خوش گذشت؟»
یا:
«امروز چیزی بود که اذیتت کنه؟»
اگر کودک ناگهان دیگر با ما حرف نمیزند، چه کنیم؟
اگر این تغییر ناگهانی است، بهتر است آن را نادیده نگیریم.
بررسی کنید آیا اخیراً اتفاقی افتاده است:
تغییر مدرسه یا کلاس
اختلاف با دوست
مشکل با معلم
افت تحصیلی
دعوای خانوادگی
تغییر شرایط خانه
جدایی والدین
تجربه یک اتفاق ترسناک
شروع نگرانی یا اضطراب جدید
گاهی رفتار کودک چیزی را نشان میدهد که خودش هنوز نمیتواند درباره آن صحبت کند.
چه زمانی کمحرفی کودک نگرانکننده است؟
کمحرفی بهتنهایی تشخیص هیچ اختلالی نیست.
اما اگر کودک علاوه بر کمحرف شدن، تغییرات دیگری نیز نشان دهد، بهتر است موضوع جدیتر بررسی شود.
مثلاً:
بهطور محسوسی از دیگران فاصله گرفته است.
علاقهاش به فعالیتهای مورد علاقه قبلی کاهش یافته است.
دائماً غمگین یا تحریکپذیر است.
خواب یا اشتهایش تغییر کرده است.
از مدرسه رفتن اجتناب میکند.
افت تحصیلی قابل توجه دارد.
ترس یا اضطراب شدیدی پیدا کرده است.
درباره بیارزشی یا ناامیدی صحبت میکند.
رفتارهای غیرمعمول یا نگرانکنندهای پیدا کرده است.
در مورد احتمال آسیب به خود یا دیگران صحبت میکند.
در مواردی که نگرانی درباره امنیت کودک یا احتمال آسیب به خود وجود دارد، نباید منتظر بمانیم تا کودک خودش همه چیز را توضیح دهد و لازم است سریع از متخصص کمک بگیریم.
اگر کودک با ما حرف نمیزند، اول رابطه را درست کنیم
گاهی والد به دنبال یک سؤال جادویی است که کودک با شنیدن آن همه چیز را تعریف کند.
اما معمولاً چنین جملهای وجود ندارد.
ارتباط خوب بیشتر از یک سؤال، به فضای رابطه بستگی دارد.
کودک باید در طول زمان تجربه کند که:
«وقتی حرف میزنم، شنیده میشم.»
«اگر اشتباهی کردم، قرار نیست تحقیر بشم.»
«والدم همیشه با من موافق نیست، اما احساس من رو جدی میگیره.»
«اگر مشکلی داشته باشم، میتونم ازش کمک بخوام.»
این تجربههای کوچک، پایه اعتماد را میسازند.
جمعبندی
اگر بچهتان با شما حرف نمیزند، اولین واکنش بهتر است فشار بیشتر نباشد.
ابتدا بررسی کنید آیا کمحرفی او متناسب با سن و شخصیتش است یا تغییر قابل توجهی نسبت به گذشته ایجاد شده است.
برای ایجاد ارتباط بهتر:
سؤالهای پشت سر هم نپرسید.
هنگام صحبت کودک واقعاً گوش دهید.
سریع نصیحت یا راهحل ارائه نکنید.
احساس کودک را مسخره یا کوچک نکنید.
اگر چیزی را تعریف کرد، واکنش شدید و غیرقابل پیشبینی نشان ندهید.
به حریم شخصی متناسب با سن کودک احترام بگذارید.
زمانهایی برای ارتباط بدون فشار ایجاد کنید.
درباره احساسات با کودک صحبت کنید.
در صورت تغییر ناگهانی رفتار، علت احتمالی را بررسی کنید.
اگر سکوت کودک همراه با تغییرات شدید رفتاری یا هیجانی است، از متخصص کمک بگیرید.
هدف این نیست که کودک مجبور شود همه چیز را به والدینش بگوید؛ هدف این است که وقتی نیاز به کمک دارد، احساس کند میتواند به والدینش مراجعه کند.
اگر احساس میکنید ارتباطتان با فرزندتان سخت شده است
اگر فرزندتان مدتی است کمتر با شما صحبت میکند، از شما فاصله گرفته یا احساس میکنید نمیتوانید متوجه شوید چه چیزی او را ناراحت کرده است، مشاوره تخصصی میتواند به شناخت بهتر نیازهای کودک و بهبود رابطه والد و فرزند کمک کند.
برای دریافت مشاوره درباره مسائل کودک، نوجوان و خانواده، میتوانید از خدمات مشاوره حضوری یا مشاوره تلفنی روانشناسی استفاده کنید.











