
بچهام خیلی به من وابسته شده؛ چرا و چطور کمکش کنم؟
یکی از نگرانیهای رایج والدین این است که میگویند:
«بچهام بدون من هیچ کاری نمیکنه.»
یا:
«همیشه باید کنارش باشم.»
«وقتی ازش دور میشم گریه میکنه.»
«حتی برای بازی کردن هم من رو میخواد.»
وابستگی کودک به والدین، بهخصوص در سالهای ابتدایی زندگی، تا حد زیادی طبیعی است. کودک برای احساس امنیت، آرامش و یادگیری مهارتهای جدید به مراقبت و حضور والدین نیاز دارد.
اما با رشد کودک، انتظار میرود بهتدریج بتواند بعضی کارها را مستقلتر انجام دهد، برای مدت کوتاهی از والد فاصله بگیرد و با افراد یا محیطهای آشنا ارتباط برقرار کند.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که:
«چرا بچهام به من وابسته است؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«آیا میزان وابستگی او متناسب با سن و شرایطش هست یا این وابستگی زندگی کودک و خانواده را مختل کرده است؟»
وابستگی کودک همیشه نشانه مشکل نیست
کودک ممکن است در بعضی دورهها بیشتر به والد خود نیاز داشته باشد.
مثلاً هنگام:
شروع مهدکودک یا مدرسه
تغییر خانه یا مدرسه
بیماری
تجربه یک اتفاق ترسناک
تولد فرزند دیگر
تغییر شرایط خانوادگی
جدایی یا دوری از یکی از والدین
ممکن است کودک برای مدتی بیشتر به والد نزدیک شود.
این رفتار لزوماً به معنی وجود یک مشکل جدی نیست.
گاهی کودک در یک دوره خاص نیاز بیشتری به اطمینان و حمایت دارد و پس از سازگار شدن با شرایط جدید، استقلال او دوباره بیشتر میشود.
از کجا بفهمیم وابستگی کودک زیاد شده است؟
هیچ عدد مشخصی وجود ندارد که بگوییم مثلاً کودک نباید بیشتر از چند دقیقه کنار والدش باشد.
سن، ویژگیهای فردی و شرایط زندگی کودک اهمیت زیادی دارند.
اما اگر کودک به شکل مداوم:
نمیتواند حتی برای مدت کوتاهی از والد جدا شود.
هنگام جدا شدن گریه یا اضطراب شدید نشان میدهد.
از رفتن به مهدکودک یا مدرسه خودداری میکند.
برای خوابیدن حتماً به حضور والد نیاز دارد.
برای انجام کارهای متناسب با سنش دائماً والد را صدا میزند.
نمیتواند بدون والد بازی کند.
از بودن با افراد آشنا نیز اجتناب میکند.
دائماً نگران اتفاقی است که ممکن است برای والد بیفتد.
به دلیل ترس از جدایی فعالیتهای روزمرهاش مختل شده است.
بهتر است موضوع را جدیتر بررسی کنیم.
نکته مهم این است که وابستگی زمانی نیازمند توجه تخصصیتر میشود که باعث اختلال در زندگی کودک یا خانواده شود.
چرا بچهها به والدینشان وابسته میشوند؟
علت وابستگی در همه کودکان یکسان نیست.
۱. سن کودک
در سالهای ابتدایی زندگی، وابستگی به مراقب اصلی بخش طبیعی رشد است.
کودک هنوز بسیاری از مهارتهای لازم برای آرام کردن خودش، حل مسئله و مدیریت موقعیتهای جدید را به دست نیاورده است.
بنابراین طبیعی است که برای احساس امنیت به والد خود رجوع کند.
هدف والد این نیست که کودک را از همان ابتدا کاملاً مستقل کند.
هدف این است که بهتدریج شرایطی فراهم شود که کودک بتواند با احساس امنیت، استقلال بیشتری پیدا کند.
۲. اضطراب جدایی
برخی کودکان هنگام جدا شدن از والد، اضطراب بیشتری تجربه میکنند.
ممکن است کودک بداند که والدش قرار است برگردد، اما در لحظه جدایی همچنان احساس ترس کند.
این مسئله در سنین پایین میتواند بخشی از روند طبیعی رشد باشد، اما اگر شدید، مداوم و مختلکننده باشد، نیاز به بررسی بیشتری دارد.
۳. تجربههای ترسناک یا تغییرات زندگی
اگر کودک اخیراً اتفاق مهمی را تجربه کرده باشد، ممکن است نیازش به حضور والد افزایش پیدا کند.
مثلاً بعد از:
بیماری
بستری شدن
تغییر مدرسه
درگیری خانوادگی
جدایی والدین
از دست دادن یکی از نزدیکان
تجربه ترسناک
کودک ممکن است برای مدتی بیشتر دنبال والد بگردد.
در چنین شرایطی، به جای اینکه فوراً وابستگی را «لوس شدن» تلقی کنیم، بهتر است ببینیم کودک چه تجربهای پشت سر گذاشته است.
۴. واکنش والدین میتواند روی استقلال کودک اثر بگذارد
گاهی والد از روی محبت، همه کارهای کودک را خودش انجام میدهد.
مثلاً:
«بذار من برات لباس بپوشونم.»
«بذار من کیفتو آماده کنم.»
«خودت نمیتونی، من انجام میدم.»
اگرچه این رفتار ممکن است در کوتاهمدت زندگی را راحتتر کند، اما اگر دائماً تکرار شود، کودک فرصت کمتری برای تمرین استقلال پیدا میکند.
کمک کردن به کودک خوب است؛ اما بهتر است بین کمک کردن و انجام دادن همه کارها به جای کودک تفاوت بگذاریم.
چطور استقلال کودک را بیشتر کنیم؟
استقلال یک مهارت است و معمولاً یکشبه ایجاد نمیشود.
از کارهای کوچک شروع کنید
لازم نیست ناگهان کودک را در موقعیتی قرار دهید که مجبور شود چند ساعت بدون والد بماند.
از کارهای ساده شروع کنید.
مثلاً:
خودش اسباببازیهایش را جمع کند.
لباس سادهای را خودش بپوشد.
وسایل شخصیاش را در جای مشخص قرار دهد.
چند دقیقه بهتنهایی بازی کند.
برای انتخاب بین دو گزینه تصمیم بگیرد.
هر موفقیت کوچک میتواند تجربهای از «من خودم میتونم» ایجاد کند.
اجازه دهید کودک کارهای متناسب با سنش را خودش انجام دهد
گاهی والدین برای اینکه کار سریعتر انجام شود، همه چیز را خودشان انجام میدهند.
اما استقلال کودک با تمرین شکل میگیرد.
اگر کودک میتواند کاری را متناسب با سنش انجام دهد، اجازه دهید خودش امتحان کند؛ حتی اگر کمی بیشتر طول بکشد یا کاملاً بینقص نباشد.
مثلاً اگر کودک میتواند کفش خود را بپوشد، لازم نیست همیشه شما این کار را انجام دهید.
میتوانید بگویید:
«اول خودت امتحان کن، اگر جایی مشکل داشتی من کمکت میکنم.»
این جمله پیام مهمی دارد:
«تو توانایی انجام دادن این کار را داری و اگر لازم باشد من کنارت هستم.»
کودک را ناگهانی رها نکنید
اگر کودک شدیداً به شما وابسته است، گفتن جملههایی مثل:
«دیگه بزرگ شدی، خودت باید بری.»
معمولاً اضطراب او را کم نمیکند.
استقلال بهتر است تدریجی و قابل پیشبینی ایجاد شود.
مثلاً اگر کودک همیشه هنگام بازی نیاز دارد کنار او باشید، میتوانید ابتدا چند دقیقه در همان اتاق بمانید و سپس برای مدت کوتاهی از اتاق خارج شوید.
بعد بهتدریج زمان فاصله گرفتن را بیشتر کنید.
هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم ترسش را تحمل کند؛ بلکه میخواهیم به او فرصت دهیم تجربه کند که:
«مامان یا بابا میره و دوباره برمیگرده.»
خداحافظی را طولانی و اضطرابآلود نکنید
وقتی زمان جدا شدن میرسد، بعضی والدین به دلیل گریه کودک بارها خداحافظی میکنند.
مثلاً:
«مامان فقط یه کم میره.»
«گریه نکن.»
«زود برمیگردم.»
«قول میدم.»
و دوباره برمیگردند.
این کار ممکن است ناخواسته جدایی را به یک اتفاق بسیار بزرگ و ترسناک تبدیل کند.
بهتر است خداحافظی:
کوتاه
آرام
مشخص
قابل پیشبینی
باشد.
مثلاً:
«من الان میرم و بعد از ناهار برمیگردم دنبالت.»
اگر کودک گریه کرد، میتوان احساسش را تأیید کرد:
«میدونم دلت میخواد من پیشت بمونم. خداحافظی برات سخته، ولی تو میتونی این مدت رو بگذرونی و من برمیگردم.»
احساس کودک را مسخره نکنید
جملههایی مثل:
«این که ترس نداره!»
«بچه که از مامانش نمیترسه!»
«چقدر لوسی!»
«مگه بچهای؟»
«اگر گریه کنی میرم و دیگه برنمیگردم!»
ممکن است کودک را بیشتر مضطرب کنند.
بهتر است احساس کودک را ببینیم، بدون اینکه ترس او را تقویت کنیم.
مثلاً:
«میفهمم دلت میخواد من کنارت باشم. جدا شدن برات سخته.»
بعد میتوانیم اضافه کنیم:
«اما تو میتونی چند دقیقه بدون من هم بازی کنی.»
بین اطمینان دادن و اطمینانخواهی مداوم تفاوت وجود دارد
وقتی کودک میپرسد:
«مامان برمیگرده؟»
میتوانیم به او پاسخ بدهیم.
اما اگر کودک یک سؤال را بارها و بارها میپرسد و هر بار برای چند دقیقه آرام میشود، ممکن است به چرخهای از اطمینانخواهی و آرام شدن موقت تبدیل شود.
در این شرایط، به جای اینکه هر بار توضیح طولانی بدهیم، میتوان پاسخ کوتاه و ثابت داشته باشیم.
مثلاً:
«بله، همونطور که گفتیم بعد از ناهار برمیگردم.»
بعد توجه کودک را به فعالیت دیگری برگردانیم.
کودک را تشویق کنید بهتنهایی بازی کند
تنهایی بازی کردن برای کودک نیز یک مهارت است.
قرار نیست کودک همیشه سرگرمی خود را از والد دریافت کند.
میتوانید چند گزینه در اختیارش قرار دهید:
نقاشی
لگو
پازل
کتاب
ساختوساز
بازیهای خلاقانه
در ابتدا ممکن است کودک بگوید:
«بیا تو هم بازی کن.»
لازم نیست همیشه رد کنید.
میتوانید کمی همراهی کنید و بعد بگویید:
«من چند دقیقه اینجا میمونم، بعد میرم کارم رو انجام بدم و تو بازی رو ادامه میدی.»
بهتدریج کودک تجربه میکند که میتواند خودش نیز سرگرم شود.
استقلال را با محبت اشتباه نگیریم
گاهی والدین از ترس اینکه کودک احساس کند دوستش ندارند، به او اجازه نمیدهند از آنها فاصله بگیرد.
اما استقلال و محبت در مقابل یکدیگر نیستند.
کودک میتواند همزمان این دو پیام را دریافت کند:
«من دوستت دارم.»
و:
«مطمئنم از پس بعضی کارها خودت برمیای.»
این ترکیب برای رشد استقلال بسیار مهم است.
اگر کودک میگوید «خودت انجام بده»، چه کنیم؟
ابتدا ببینید آیا واقعاً نمیتواند یا فقط ترجیح میدهد شما انجام دهید.
اگر توانایی انجام کار را دارد، میتوانید مسئولیت را به خودش برگردانید.
مثلاً:
«میدونم دوست داری من انجامش بدم، ولی این کار رو خودت میتونی انجام بدی. اگر جایی سخت شد، کمکت میکنم.»
این روش با رها کردن کودک تفاوت دارد.
شما همچنان حضور دارید، اما اجازه میدهید کودک توانایی خودش را تجربه کند.
اگر کودک هنگام جدایی گریه میکند چه کنیم؟
گریه کردن بهتنهایی به معنی این نیست که باید فوراً جدایی را متوقف کنیم.
اگر کودک در محیط امنی قرار دارد و شرایط متناسب با سن اوست، میتوانیم احساسش را بپذیریم و در عین حال برنامه را حفظ کنیم.
مثلاً:
«میدونم الان ناراحتی. من میرم و طبق قراری که داشتیم برمیگردم.»
اما اگر اضطراب کودک بسیار شدید است، مدت زیادی ادامه دارد یا باعث میشود نتواند در مدرسه، مهد یا فعالیتهای معمول شرکت کند، بهتر است علت آن بررسی شود.
آیا وابستگی کودک به والدین تقصیر والدین است؟
نه.
این موضوع را نباید به شکل ساده به «مادر زیادی مراقبت کرده» یا «پدر زیادی سختگیر بوده» نسبت داد.
رفتار کودک نتیجه تعامل عوامل مختلف است؛ از ویژگیهای فردی و خلقوخو گرفته تا تجربههای زندگی، محیط خانواده و شرایط رشدی.
هدف از بررسی نقش والدین، پیدا کردن مقصر نیست.
هدف این است که ببینیم چه تغییراتی میتواند به کودک کمک کند استقلال بیشتری پیدا کند.
چه زمانی وابستگی کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد؟
اگر وابستگی کودک شدید، مداوم و مختلکننده است، بهتر است از متخصص کمک بگیرید.
بهخصوص اگر کودک:
بهشدت از جدا شدن از والد میترسد.
از رفتن به مدرسه یا مهد خودداری میکند.
مرتب نگران اتفاق افتادن حادثهای برای والد است.
نمیتواند متناسب با سنش در فعالیتهای مستقل شرکت کند.
هنگام جدایی واکنشهای بسیار شدید نشان میدهد.
دچار مشکلات خواب به دلیل ترس از جدایی شده است.
به دلیل وابستگی از فعالیتهای اجتماعی یا روزمره دور میشود.
بعد از یک اتفاق مهم، وابستگی او به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده است.
همزمان علائم اضطراب، افت خلق یا مشکلات رفتاری نیز دیده میشود.
در چنین شرایطی بهتر است به جای فشار آوردن به کودک برای «مستقل شدن»، علت وابستگی بررسی شود.
جمعبندی
وابستگی کودک به والدین تا حد زیادی بخشی طبیعی از رشد است.
کودک برای احساس امنیت به والد نیاز دارد و استقلال نیز بهتدریج و از طریق تجربه شکل میگیرد.
اگر میخواهیم کودک مستقلتر شود:
کارهای متناسب با سنش را به خودش بسپاریم.
از کارهای کوچک شروع کنیم.
جدایی را تدریجی و قابل پیشبینی کنیم.
هنگام خداحافظی آرام و کوتاه باشیم.
احساس کودک را مسخره یا انکار نکنیم.
از انجام دادن همه کارها به جای او خودداری کنیم.
فرصت بازی مستقل ایجاد کنیم.
تلاشهای کودک برای مستقل شدن را ببینیم و تشویق کنیم.
اگر وابستگی شدید و مختلکننده است، از متخصص کمک بگیریم.
هدف این نیست که کودک دیگر به والدش نیاز نداشته باشد؛ هدف این است که کودک در کنار داشتن یک رابطه امن، کمکم یاد بگیرد که میتواند بخشی از مسیر را خودش طی کند.
اگر وابستگی فرزندتان بیش از حد شده است
اگر احساس میکنید وابستگی فرزندتان باعث شده نتواند متناسب با سنش مستقل شود، از والد جدا شود، به مدرسه یا مهد برود یا فعالیتهای روزمرهاش را انجام دهد، مشاوره تخصصی میتواند به بررسی علت و پیدا کردن روش مناسب برخورد با این شرایط کمک کند.
برای دریافت مشاوره درباره مسائل کودک، نوجوان و خانواده، میتوانید از خدمات مشاوره حضوری یا مشاوره تلفنی روانشناسی استفاده کنید.











